ادب.فارسی.در وصف.جمال.اول.ما.خلق.الله.نوری.نور.محمد.ال.محمد.ص..منطق.الطیر.عطار.ما.عرفناک.قد.معرفتک.ی

خواجهٔ دنیا و دین گنج وفا صدر و بدر هر دو عالم مصطفی آفتاب شرع و دریای یقین نور عالم رحمة للعالمین جان پاکان خاک جان پاک او جان رها کن آفرینش خاک او خواجهٔ کونین و سلطان همه آفتاب جان و ایمان همه صاحب معراج و صدر کاینات سایهٔ حق خواجهٔ خورشید ذات هر دو عالم بستهٔ فتراک او عرش و کرسی قبله کرده خاک او پیشوای این جهان و آن جهان مقتدای آشکارا و نهان مهترین و بهترین انبیا رهنمای اصفیا و اولیا مهدی اسلام و هادی سبل مفتی غیب و امام جز و کل خواجه‌ای کز هرچه گویم بیش بود در همه چیز از همه در پیش بود خویشتن را خواجهٔ عرصات گفت انما انا رحمة مهدات گفت هر دو گیتی از وجودش نام یافت عرش نیز از نام او آرام یافت همچو شبنم آمدند از بحر جود خلق عالم بر طفیلش در وجود نور او مقصود مخلوقات بود اصل معدومات و موجودات بود حق چو دید آن نور مطلق در حضور آفرید از نور او صد بحر نور بهر خویش آن پاک جان را آفرید بهر او خلقی جهان را آفرید آفرینش را جزو مقصود نیست پاک دامن‌تر ازو موجود نیست آنچه اول شد پدید از غیب غیب بود نور پاک او بی‌هیچ ریب بعد از آن آن نور عالی‌زد علم گشت عرش و کرسی و لوح و قلم یک علم از نور پاکش عالمست یک علم ذریتیست و آدمست چون شد آن نور معظم آشکار در سجود افتاد پیش کردگار قرنها اندر سجود افتاده بود عمرها اندر رکوع استاده بود سالها بودند مشغول قیام در تشهد بود هم عمری تمام از نماز نور آن دریای راز فرض شد بر جملهٔ امت نماز حق بداشت آن نور را چون مهر و ماه در برابر بی‌جهت تا دیرگاه پس به دریای حقیقت ناگهی برگشاد آن نور را ظاهر رهی چون بدید آن نور روی بحر راز جوش در وی اوفتاد از عزو ناز در طلب بر خود بگشت او هفت بار هفت پرگار فلک شد آشکار هر نظر کز حق بسوی او رسید کوکبی گشت و طلب آمد پدید بعد از آن نور پاک آرام یافت عرش عالی گشت و کرسی نام یافت عرش و کرسی عکس ذاتش خاستند بس ملایک از صفاتش خاستند گشت از انفاسش انوار آشکار وز دل پر فکرش اسرار آشکار سر روح از عالم فکرست و بس بس نفخت فیه من روحی نفس چون شد آن انفاس و آن اسرار جمع زین سبب ارواح شد بسیار جمع چون طفیل نور او آمد امم سوی کل مبعوث از آن شد لاجرم گشت او مبعوث تا روز شمار از برای کل خلق روزگار چون به دعوت کرد شیطان را طلب گشت شیطانش مسلمان زین سبب کرد دعوت هم به اذن کردگار جنیان را لیلة الجن آشکار قدسیان را با رسل بنشاند نیز جمله رایک شب به دعوت خواند نیز دعوت حیوان چو کرد او آشکار شاهدش بزغاله بود و سوسمار داعی بتهای عالم بود هم سرنگون گشتند پیشش لاجرم داعی ذرات بود آن پاک ذات در کفش تسبیح‌زان کردی حصات ز انبیا این زینت وین عز که یافت دعوت کل امم هرگز که یافت نور او چون اصل موجودات بود ذات او چون معطی هر ذات بود واجب آمد دعوت هر دو جهانش دعوت ذرات پیدا و نهانش جزو و کل چون امت او آمدند خوشه چین همت او آمدند روزحشر از بهر مشتی بی عمل امتی او گوید و بس زین قبل حق برای جان آن شمع هدی می‌فرستد امت او را فدی در همه کاری چو او بود اوستاد کار اوست آنرا که این کار اوفتاد گرچ او هرگز به چیزی ننگریست بهر هر چیزیش می‌باید گریست در پناه اوست موجودی که هست وز رضای اوست مقصودی که هست پیرعالم اوست در هر رسته‌ای هرچ ازو بگذشت خادم دسته‌ای آنچ از خاصیت او بود و بس آن کجا در خواب بیند هیچ کس خویش را کل دید و کل را خویش دید هم چنانک از پس بدید از پیش دید ختم کرده حق نبوت را برو معجز و خلق و فتوت را برو دعوتش فرمود بهر خاص و عام نعمت خود را برو کرده تمام کافران را داده مهلت در عقاب نا فرستاده به عهد او عذاب کرده در شب سوی معراجش روان سر کل با او نهاده در نهان بوده از عز و شرف ذوالقلتین ظل بی ظلی او در خافقین هم ز حق بهتر کتابی یافته هم کل کل بی حسابی یافته امهات مؤمنین ازواج او احترام مرسلین معراج او انبیا پس رو بدند او پیشوا عالمان امتش چون انبیا حق تعالاش از کمال احترام برده در توریت و در انجیل نام سنگی از وی قدر و رفعت یافته پس یمین الله خلعت یافته قبله گشته خاک او از حرمتش مسخ منسوخ آمده در امتش بعثت او سرنگونی بتان امت او بهترین امتان کرده چاهی خشک را در خشک سال قطرهٔ آب دهانش پر زلال ماه از انگشت او بشکافته مهر در فرمانش از پس تافته بر میان دو کتف او خورشیدوار داشته مهر نبوت آشکار گشته در خیر البلاد او رهنمون و هو خیرالخلق فی خیر القرون کعبه زو تشریف بیت الله یافت گشت ایمن هرکه در وی راه یافت جبرئیل از دست او شد خرقه‌دار در لباس دحیه زان گشت آشکار خاک در عهدش قوی‌تر چیز یافت مسجدی یافت و طهوری نیز یافت سر یک یک ذره چون بودش عیان امی آمد کو ز دفتر بر مخوان چون زفان حق زفان اوست پس بهترین عهدی زمان اوست پس روز محشر محو گردد سر به سر جز زفان او زفانهای دگر تا دم آخر که بر می‌گشت حال شوق کرد از حضرت عزت سؤال چون دلش بی‌خود شدی در بحر راز جوش او میلی برفتی در نماز چون دل او بود دریای شگرف جوش بسیاری زند دریای ژرف در شدن گفته ارحنا یا بلال تا برون آیم ازین ضیق خیال باز در باز آمدن آشفته او کلمینی یا حمیرا گفته او زان شد آمد چون بیندیشد خرد می‌ندانم تا برد یک جان ز صد عقل را در خلوت او راه نیست علم نیز از وقت او آگاه نیست چون به خلوت جشن سازد با خلیل گر بسوزد در نگنجد جبرئیل چون شود سیمرغ جانش آشکار موسی از دهشت شود موسیجه‌وار رفت موسی بر بساط آن جناب خلع نعلین آمدش از حق خطاب چو به نزدیک او شد از نعلین دور گشت در وادی المقدس غرق نور باز در معراج شمغ دوالجلال می‌شنود آواز نعلین بلال موسی عمران اگر چه بود شاه هم نبود آنجاش با نعلین راه این عنایت بین که بهر جاه او کرد حق با چاکر درگاه او چاکرش را کرد مرد کوی خویش داد با نعلین راهش سوی خویش موسی عمران چو آن رتبت بدید چاکر او را چنان قربت بدید گفت یا رب ز امت او کن مرا در طفیل همت او کن مرا گرچه موسی خواست این حاجت مدام لیک عیسی یافت این عالی مقام لاجرم چون ترک آن خلوت کند خلق را بر دین او دعوت کند با زمین آید ز چارم آسمان روی بر خاکش نهد جان بر میان هندو او شد مسیح نامدار زان مبشر نام کردش کردگار گر کسی گوید کسی می‌بایدی کو چو رفتی زان جهان باز آیدی برگشادی مشکل ما یک به یک تا نماندی در دل ما هیچ شک باز نامد کس ز پیدا و نهان در دو عالم جز محمد زان جهان آنچ او آنجا ببینایی رسید هر نبی آنجا به دانایی رسید چون لعمرک تاج آمد بر سرش کوه حالی چون کمر شد بر درش اوست سلطان و طفیل او همه اوست دایم شاه و خیل او همه چون جهان از موی او پر مشک شد بحر را زان تشنگی لب خشک شد کیست کو نه تشنهٔ دیدار اوست تا به چوب و سنگ غرق کار اوست چون به منبر برشد آن دریای نور نالهٔ حنانه می‌شد دور دور آسمان بی‌ستون پر نور شد و آن ستون از فرقتش رنجور شد وصف او در گفت چون آید مرا چون عرق از شرم خون آید مرا او فصیح عالم و من لال او کی توانم داد شرح حال او وصف او کی لایق این ناکس است واصف او خالق عالم بس است ای جهان با رتبت خود خاک تو صد جهان جان خاک جان پاک تو انبیا در وصف تو حیران شده سرشناسان نیز سرگردان شده ای طفیل خندهٔ تو آفتاب گریهٔ تو کار فرمای سحاب هر دو گیتی گرد خاک پای تست در گلیمی خفته‌ای، چه جای تست سر برآور از گلیمت ای کریم پس فرو کن پای بر قدر گلیم محو شد شرع همه در شرع تو اصل جمله کم ببود از فرع تو تا ابد شرع تو و احکام تست هم بر نام الهی نام تست هرک بود از انبیا و از رسل جمله با دین تو آیند از سبل چون نیامد پیش، پیش از تو یکی از پس تو باید آمد بی‌شکی هم پس و هم پیش از عالم توی سابق و آخر به یک جا هم توی نه کسی در گرد تو هرگز رسد نه کسی رانیز چندین عز رسد خواجگی هر دو عالم تاابد کرد وقف احمد مرسل احد یا رسول الله بس درمانده‌ام باد در کف ، خاک بر سر مانده‌ام بی کسانرا کس تویی در هر نفس من ندارم در دو عالم جز تو کس یک نظر سوی من غم‌خواره کن چارهٔ کار من بی‌چاره کن گرچه ضایع کرده‌ام عمر از گناه توبه کردم عذر من از حق بخواه گر ز لاتاء من بود ترسی مرا هست از لاتیاء سو درسی مرا روز و شب بنشسته در صد ماتمم تا شفاعت خواه باشی یک دمم از درت گر یک شفاعت در رسد معصیت را مهر طاعت در رسد ای شفاعت خواه مشتی تیره روز لطف کن شمع شفاعت برفروز تا چو پروانه میان جمع تو پرزنان آئیم پیش شمع تو هرک شمع تو ببیند آشکار جان به طبع دل دهد پروانه‌وار دیدهٔ جان را لقای تو بس است هر دو عالم را رضای تو بس است داروی درد دل من مهرتست نور جانم آفتاب چهرتست بر درت جان بر میان دارم کمر گوهر تیغ زفان من نگر هر گهر کان از زفان افشانده‌ام در رهت از قعر جان افشانده‌ام زان شدم از بحر جان گوهرفشان کز تو بحر جان من دارد نشان تا نشانی یافت جان من ز تو بی‌نشانی شد نشان من ز تو حاجتم آنست ای عالی گهر کز سر فضلی کنی در من نظر زان نظر در بی‌نشانی داریم بی‌نشانی جاودانی داریم زین همه پندار و شرک و ترهات پاک گردانی مرا ای پاک ذات از گنه رویم نگردانی سیاه حق هم نامی من داری نگاه طفل راه تو منم غرقه شده گرد من آب سیه حلقه شده

نموادر.جذر انرزی .یونیزاسیون.ذرات هم.الکترون.ایزوالکترونیک.ناقدان.خلاق.هستی.بخش.این.کثرت.شعور.ذرات.ع

تبدیلات.ذره-موج-نور-صوت-حرارت.در.تمام.فیزیکال.ذرات.جهان.ابزار.گداخت.همجوشی.شکافت.یونیزه.وجدا.سازی.عن

باور های.راستین.مورخان.تاریخ علم.تمام.ملل.بر.استواری.وسطوت.زیبائی.دانش.وعلم.وهنر.جهان.اسلام.وشیعه.

بنام.خدا .اختر شناسان.مسلمان.اندلس.۱۲۰- المدخل الی علم النجوم . ابراهیم نقاش.زرقالی ۱۲۱-المنظوم فی علم نجوم .یحیی بن رضوان والودی اشی.۱۲۲-کتاب الهیئه .قاسم بن مطرف القطان ۱۲۳-شرح مجسطی .ابوالقاسم بن احمد مجریطی ۱۲۴-اصلاح کواکب وتعریف بخطائ الراصدین .صا عد بن احمد اندلسی ۱۲۵-رساله فی حرکه النجوم فی فلک.ابراهیم بن یحیی الزرقالی ۱۲۶-کتاب استکمال فی فلک.یوسف الموتمن بن هود ۱۲۷-نبذه یسیره علی هندسه والهیئه .محمد بن یحیی السرقطی .ابن باجه ۱۲۸-مختصر کتاب مجسطی ابو الولید محمد بن احمد بن رشد./ابن رشد.اندلسی ./۱۲۹-رسائل فی حرکات فلک .ابن رشد ۱۳۰-استداره فلک سمائ ونجوم ثابته ابن رشد.۱۳۱-شرح کتاب عالم وسمائ .ابن رشد.۱۳۲-کتاب الفلک جابر بن افلح الاشبیلی ۱۳۳-کتاب استکمال فلک .اشبیلی ۱۳۴-کتاب الهیئه واصلاح مجسطی .افلح اشبیلی ۱۳۵-کتاب المرتعش .ابو اسحاق نورالدین بطروجی ۱۳۶-الهیئه بطروجی ۱۳۷-تعدیل کواکب .من زیج البتانی .احمد مجریطی ۱۳۸-زیج  مسلمه .تعدیل لزیج الخوارزمی /کبیر /احمد مجریطی ..۱۳۹-ترجمه زیج بطلمیوس.احمد مجریطی ۱۴۰- زیج السمح .ابوالقاسم اصبغ بن محمد بن السمح .المهری .

باور های.راستین.مورخان.تاریخ علم.تمام.ملل.بر.استواری.وسطوت.زیبائی.دانش.وعلم.وهنر.جهان.اسلام.وشیعه.

بنام خدا .الباقی فهرست کتب دانش مسلمین.۷۹-تحقیق البحران وقانون علاج در طب ۸۰-مجربات جغتائی .اسرار الاطبا.۸۱-مجربات گیلانی .در طب ۸۲-مستحضر الطبیب ۸۳-احیا الاطفال ۸۴-کنز الزواهر ۸۵-طبیبانه های سعدی ۸۶-کفایه منصوری ۸۷-در نجوم وتقاویم اثار الباقیه ابوریحان بیرونی کبیر .شیعه علی ابن ابی طالب .امام.علم.قطب العلم.ص.۸۸- عجائب المخلوقات طوسی.محمد بن محمود طوسی سلمانی.۸۹-خریده عجاب وفریده غرائب ۹۰-الفهرست الرازی۹۱-الفهرست خواجه نصیر الدین طوسی.بزرگ راد مرد علم.مدفون.در جنب امام.کاظم.ص.کظیم.الغیظ.کاظمین.۹۲-کفایه جهدیه .فی طب ۹۳-مفردات معصومی فی طب ۹۴-علم النفس .فی طب .روانشانسی۹۵-خلاصه الحکمه فی طب ۹۶-انیس الاطبائ ۹۷-تذکره معدن جواهر ۹۸-اخیارات مظفری فی نجوم ۹۹- اختیارات واحکام نجوم سلطانی ۱۰۰-سمت قبله .فی نجوم ۱۰۱-زبده الهیئه احکام نجوم ۱۰۲-لباب اسکندری در نجوم ۱۰۳-مرشد العاملین -۱۰۴-مئه کلکوکلمه لبطلمیوس .فی نجوم .۱۰۵-بیست باب اسطرلاب .در احکام نجوم ۱۰۶-هیئت قوشچی .فی نجوم ۱۰۷-صنعت الات راصد ۱۰۸-زیج ایلخانی .منسوب به غیاث الدین کاشانی کبیر شیعه.ال.علی ابن ابی طالب ص.باب مدینه علم نبی ص.۱۰۹-معینیه --۱۱۰-هیت کوهبنانی ۱۱۱- تسویه تعلیم فی صناعه التقویم ۱۱۲-کفایه تعلیم فی صناعه التنجیم ۱۱۳-مطلع الانوار فی نجوم ۱۱۴-زیج یمینی ۱۱۵-منافع الحیوان .طب -۱۱۶-خواص الحیوان .نزهه نامه علائی۱۱۷-البلهان .ابو محشر جعفر بن محمد بلخی ۱۱۸-بیان النجوم تفلیسی ۱۱۹-

باور های.راستین.مورخان.تاریخ علم.تمام.ملل.بر.استواری.وسطوت.زیبائی.دانش.وعلم.وهنر.جهان.اسلام.وشیعه.

بنام خدا .در فهرستگان.کتابهای .علم.ودانشی.جهان اسلام.وشیعه..در متنوع ترین.شکل ها.-اختر شناسی-ریاضی-شیمی.هنر.وادبیات.وهنرهای تهذیب.ومهندسی.بناها.فنون.حکمت.وعقلانیت..ریاضیات.مختص.به فنون تخصص.در رسته های .کاربردی.الخصوص.شاخصا .ابزار سازی علمی مسلمین.قطب نما.رصد خانه.اپتیکور.انواع عدسی ها.انواع ابزار های پزشکی.وهزاران فنون دیگر .که احیای ان.متون احتیاج مبرمی برای .نوباوه گان.میراثی جهان اسلام میباشد.جهان.تمدنی.مستغنی..فیض بخش..وسخاوتی بی مزد .برای جهانیان..برای رشد وکمال .علمی واخلاقی..انسانیت سازی نشئات.قران عظیم.ونگاشته های .شاگردان این مدرسه عشق .وعلم.وعقلانیت..گرچه.فاقدان عقل .اهل .دعوا .وتکفیر .همیشه.سعی در اختفائ این.گهر کتابهای دانش اسلام داشته اند.چهره زشت..قوم.ابن.وهاب .دسایس..بی فتوتانی .از قبیله.هرتزل..وشراب خواران.که عقل خود را به اب.دیوانه کننده فروخته..نوع انسانی .ذی کرامت را ..در جای .جای جهان.ازار واذیت.مینمایند..این فهرستگان..هیمنه.رشحات.نور.علم.در بر انگیختگی مسلمین برای جهد .وکوشش.دانائی.عقلانیت.وهستی شناسی..خالقی .بی همتاست..نگرش در ذره .وذره جهان.هستی از .نطفه.از نقطه.تا اوج کمال انسانی .تا سماوات.سبع الهی..بی نهایت .ایات.مبرهن.خلاق هستی..این.فهرستگان.از کتب موجود .وبالفعل .است.نه.صرف ذکر نام.موجودا مورد استفاده میباشد..که بسیار از انان توسط .انانی که همیشه سعی  در استخفاف .جهان.اسلام را داشته از هیچ ازاری .دریغ نکرده .ونمی کننده علم.مسلمین.را بر علیه مسلمین.بکار برده.اتش.سوزی وگدازی.مسلمانان.در جای جای جهان.از کتب .درسی.طب .پزشکی . ریاضی .واختر شناسی.۱-احکام علی قرانات کواکب  ۲-خلاصه الحساب ۳-غرایب الفنون ملح العیون.نجوم وجغرافی ۴التفیم ابوریحان.کبی ۵-جنگ کاتب چلپی .تاریخ وتمدن۶-ضیائ القلوب .علوم اسلامی.۷-زیج ابن شاطر .نجوم-۸-ارجوزه صور الکواکب نجوم-۹-زبده الحساب ۱۰-الکواکب دوریه در ساخت ساعت.های مکانیکی.۱۱-دو رساله در تعیین ریاضی .قبله.۱۲ تنسوخ نامه ایلخانی .مواد کانی شناسی.جواهر نامه.۱۳-شفا اسقام .در طب.۱۴-لب العلاج فی طب-۱۵-مرکبات.طبی -۱۶رساله در دلک .طبی.۱۷-مخزن ادویه در طب-۱۸-القرابازین الکبیر .فی طب.۱۹-تقویم ادویه.-۲۰ ادویه قلبیه۲۱-القانون الصغیر ۲۲-قانونچه .میر .۲۳-طب اکبری ۲۴-حقایق طب وجوامع علاج ۲۵-الفصول فی طب۲۶-التصریف من تالیف.ابزار جراحی ۲۷-العشر مقلات العین چشم.پزشکی ۲۸-القانون فی طب .دارو شناسی ۲۹-تقویم ابدان .طب ۳۰-الجامع ابن بیطار پزشکی۳۱-تحفه العاشقین.در طب دارو شناسی ۳۲-جیب العروس طب گیاهی ۳۳-درع الصحه .در فصد وحجامت ۳۴-دغل العین چشم پزشکی۳۵ نزهه ملوک.دو رساله طبی ۳۶-رساله خواص اشیائ۳۷-رساله موسیقار فی درمان .طب.موسیقی ۳۸-سهیلیه در طب ۳۹- قانون ابن سینای کبیر-۴۰-قرابادین شفائی .در طب ۴۱- قرابادین کبیر .دارو سازی ۴۲-عجائب المخلوقات .علم گیاه پزشکی ۴۳-مرکبات  قرابادین .گیاهان داروئی ۴۴- جامع الفواید .در طب ۴۵-الفاظ الادویه-۴۶-خواص الحیوان.جانور شناسی ۴۷-رساله الذهبیه فی طب ۴۸-تریاق اعظم فی طب ۴۹-خواص الحیوان فی طب .تبریزی ۵۰-حموم الدرمانی فی طب ۵۱-ذخیره خوارزم شاهی .در طب ۵۲-من لا یحضر الطبیب  در طب ۵۳-المرغوب والمخدور .در طب اغذیه ۵۴-خلاصه التجارب در طب ۵۵-خواص احجار ونقوشها .در طب ۵۶-رساله الهیئه والتشریح.طب ونجوم ۵۷-الابنیه عن حقایق ادویه ۵۸-نور العین.در چشم پزشکی ۵۹-جامع المفردات ادویه .دارو شناسی ۶۰-اوجاع المفاصل .در طب .مفاصل ۶۱-ثلاث رسال طبیبه ۶۲-حدیقه الطب ۶۳- فی بیان .بواسیر ونواسیر .طب ۶۴-رساله فی سکنجبین ۶۵-رساله فی کافور ۶۶-رساله عواطر -عطر ها .در طب ۶۷-رساله نقرس ۶۸-رسال طب ابی عمران ۶۹-مجربات طب .۷۰-مقید الخاص فی علم الخواص .طب ۷۱-غایه الشفا ۷۲-بهج الحذاقت .پزشکی ۷۳-طب فریدی ۷۴-اکسیر اعظم ۷۵-رساله ابن بطلان تدبیر الامراض۷۶-دقایق علاج-۷۷-عینیه.در چشم پزشکی ۷۸-

فواد سزگین.سهم جغرافی دانان مسلمان در تهیه نقشه.جهان./وقف.کتابخانه.۱۶۰۰۰.جلدی.برای.موسسه.تاریخ.علوم.

دکتر.ایدین.صایئلی.مولف.کتاب.رصد.خانه.در.اسلام.-رصد.خانه.مراغه.سمرقند.استانبول.مکتب.نجومی.غیر.بطلمیوس

غیاث.الدین.کاشانی.متقدمان.مطلقا.جیب.ثلث.قوس.نیافته.اند.ما.طریقه.جیب.یک.درجه.را.به.این.طریق.در.رساله.

سینوس.یک.درجه.مقدمه.مفتاح الحساب.تالیف.بزرگ.راد.مرد.دانش.مسلمین.غیاث.الدین.کاشانی.

بنام خدا .در مقدمه مفتاح الحساب .ریاضی دان بزرگ جهان اسلام.از محاسبه سینوس یک.درجه.وانحای.استخراجات عدد پی .هم.مستدلا.توسط کاشانی بزرگ.مکتوب ومضبوط میباشد..معین الدین راصد--چلپی.میر-در زیخ خاقانی این روش را نیز مستقلا مورد ارزیابی وشرح قرار داده اند.-نوشتار تاریخ ریاضی دانان اسلام.نشر دانشگاهی ۱۳۶۵----صفحه ۴۷۶..دستور العمل وتصحیح الجدول .از ترجمه روسی -دکتر ا.روزنفلد.-مجله اشتی با ریاضیات -سال ۳.شماره ۱.۱۳۵۸.صفحات.۸--الی ۳۷...نامه دکتر بنو وان دالن به دکتر  اس .کندی..در توضیح محاسبات.چلپی  وحاشیه زیج خاقانی .نسخه دیوان.هندبرای سینوس سه درجه از نه.رقمی مستفاد از دستگاه شصتگانی .ایضا.استخراج ملا علی بیرجندی در شرح زیج الغ  بیک رساله.وتر --وجیب.روز نفلد روسی ..مستدات مکتوب بالفعل نزد کتابخانه های معتبر جهان اسلام.واکادمی های علمی انان مضبوط .وموجود است.محل .شکوک ندارد .که این فراورده های اندیشه ای جهان وحیانی به تمام ملل .تقدیم شده است.علم.بارانی فیض دهنده.مائده .وحی..برای زدودن هر گونه جهل ..در ریاضیات.شیمی.نجوم-حکمت..زبان.شناسی..مهندسی ابنیه ..ومتنوعات علمی جهان.تمدنی .اسلام.فرهنگ سازی ..مدنیت.برای .حفظ کرامتهای علمی واخلاقی بشریت..قران.برای همه.فیض.نورانی .برای همه..ومیوه های این تمدن..درختان.ستبر .طوبای.علم..وشاگردان.مهذب .به نفس .وتسلیح به ثقل علم ودانشی.جهان.اسلام..با تشکر .از دلسوزان.ودلباخته گان.کتابخانه .پر گهر .علم.ودانش .امام.علم.قطب دانش..علی.ابن.موسی الرضا.ص

محاسبات.جرم-گرانش-فشار.مرکزی.سیارات.با تراز های معادله تعادل.هیدرواستاتیک.فیزیک.اختر.زیلیک

حاق.ذات.والدین.سعادت.خواهی.برای.فرزندانست.عطیه.خداوندیست.قدر.بدانیم.دعای.خیر.پدر.ومادر.را.

مادرم شبنم گلبرگ حیات پدرم عطر گل یاس بقاست مادرم وسعت دریای گذشت پدرم ساحل زیبای لقاست مادرم آئینه حجب و حیا پدرم جلوه ایمان و رضاست مادرم سنگ صبور دل ما پدرم در همه حال کار گشاست مادرم شهر امید است و هنر پدرم حاکم پیمان و وفاست مادرم باغ خزان دیده دهر پدرم بر سر ما مرغ هماست مادرم موی سپید کرده زحزن پدرم نقش همه خاطره‌‌هاست مادرم کوه وقار است و کمال پدرم چشمه جوشان عطاست

قران.=علم.ودانش.نبوت.خورشیدعلم.وامامت.ثقل اعظم.علم.واخلاق.علم.مصبوب.وشاگردانش.بزرگان.دانش.

الجابر--الرازی-مواد.شناسی.متالوزی.عناصر.وجهد.کوششهای..مسلمین.برای.اینده.گان.تا.چالرز.مارتین.هال.

مبانی رصدی ستاره گان .مزدوج-مضعف--الصوفی --ابوریحان.بیرونی .از بزرگان علم ودانش مسلمین

تسطیح استوانی ابوریحان بیرونی .واستکمال.نظریه.الصوفی.در.ستاره.گان.دوتائی.مضعف.مزدوج.قرن.۹.میلادی.

بنام خدا .از تاریخ رصدی بطلمیوسی .تا عصر طلائی .وشکوفائی علم ودانش مسلمین..جناب علی الصوفی معاصر عضد دوله دیلمی .ورصد خانه فارس..در اعمال رصدی .ستاره گان .مزدوج قبل از کپر نیک..وسابقه راصدین مسلمان .به سنه ۲-۳.هجری قمری .که همین محاسبه بعدها توسط هرشل .وبنام او ارائه شده است.منتسکیو.در متنی .اظهار داشته .چگونه کاشف ستاره گان مزدج را عمدا وسهوا به دیگران.منسوب نموده وحق صوفی را تضییع کرده اند .واگر صوفی ایرانی است و .چگونه می توان  ایرانی بود .وبرای  این گناه/چون.که ایرانی است/ حق او پایمال  شده است .مطابق جدول ثوابت در مقاله هفتم مجسطی ..او نخستین کسی است که یک ستاره مزدوج را از جنس سحابیات در چشم صورت

یافته /صور فلکی.پس او امکان .مزدوج بودن را واقعی دانسته.رجوع .به باب هفتم شرح زیج مجسطی .وشروح متعدد بر ان .وتالیفات الصوفی --الزوفی .به لاتین..ونسبت دادن ان به هرشل.وجای سوال .برای محققان.که متقدمان اختر شناس .چرا .علمشان باید مصادره شود..این انصاف علمی ست. در ادامه .این گزاره اختر شناسی .پس از بطلمیوس .صوفی ایرانی مسلمان.در یافته که نورهای ثوابت کواکب /نواختر-پلسار .ستاره گان بزرگ-ثابه .نورشان همواره .به یک اندازه نبوده وکتاب ثوابت صوفی در این باب خود .سندیت محکم .ومبرهن این .گزاره علمی میباشد.ودر عین همین ..عهد .ومعاصر.ان.جناب بیرونی بزرگ.همراه عبد الجلیل سجزی که در شیراز صوفی را دیده .نقل نموده .که کره ای مانند.کره سماوی ساخته بوده.وکواکب را بر ان مشخص نموده بود...صغانی --بوز جانی --کوهی --در همین احوالات .در پی تسطیح سماوی .در دوره عضد الدوله دیلمی .مشغول به .تحقیق بوده اند..در قرن جهارم .هجری .علو.کوشش در علم به چه حد .وترازی بوده...که همان .مقارنه زمانه..غرب در اوج حضیظ .وخمودگی.وظلمت بسر میبرده.جرج -سارتن..

ستاره.گان.مزدوج--مضعف-علی.الصوفی.واستکمال.ان.توسط. ابو ریحان بیرونی.اخترشناسان.دانش.مسلمین.

تاریخ.فرهنگ.اسلام در اروپا.زیگرید.هونکه.ابزار.جراحی.ابوالقاسم.الزهراوی.ابن.عباس.قرطبی.۹.میلادی.۲-۳.ه

فرهنگ.اسلام.در.اروپا.خورشید.الله.بر.فراز.مغرب.زمین.دکتر.زیگرید.هونکه.روش.مشاهده.با.برنامه.علمی.مسلمی

بنام.خدا.دکتر هونکه در روش های علمی مسلمین .در صفحه ۲۰۸ کتاب فرهنگ اسلام در اروپا.عین متن.مکتوب دارند..بالاخص دانشمندان اسلامی اولین کسانی بودند که به روش مشاهده با برنامه وعلمی با تهیه شرایط ترتیب داده شده برای کنترل ازمایشات پرداختند .ازمایشاتی که می توانستند در هر زمان تکرار شوند وتغییرات لازم را در ان بدهند وتمام ازمایش را کنترل کنند. انان شیمی عملی را به معنی واقعا علمی بوجود اوردند .//تعاریف .موضوعات.منتزع شده از علم.در رسته های متنوع.فیزیکال.ومختصات طبعی .مواد .ساختاری.جهان.مادی..بدان سان که موجود هستند .ودارای متحیزات .ومشخصات .جوهری وذاتی انها.-خواص.شوری.نمک.-خواص سرکه.انواع اسید ها ..بدور از بافتنی های ذهن.واقع .عین.وقوع یافته..نه.نظر..متردد.بین.فهم..سراب وخیال.بین.تا حقیقت واقع...علوم کاربردی مسلمین .از حقایق وجودی .جهان.موجود..بهره.ومورد .مطالعه .وتحقیق.وازمایش.قرار گرفته.نه.ذهنیات.محض.وصرفا.نظری .مخدوش شده با فهم های دارای نقص..فلسفه بافی برای مشاهدات .تجربی .بقول یونانیان.شیمی تئوری.وفلسفه طبیعت...واینسو.از گستره دید مسلمین .روش.متد.وتراز.شناخت.وبررسی.علمی.وایجاد ازمایشگاه .برای اسقرائ ان.موضوعیت علمی مورد .گنگاش تحقیق..که شیمی علمی .وعملی .را مصداقا برای احاد بشر .به ارمغان اورده.استخراج .موضوعات علم.از حقایق وعلوم نهفته در ذرات مکونه.جهان.تکوین.حقیقت.مصداقی..نه.وهم.وخیال.تئوری پردازی./////بازگشت به متن.وبر حسب قضاوت ان تاریخ دان انگلیسی بنام کوستم..به چنان مقام عالی زسانند.که پس از اینکه دوران جدید شیمی مدرن بکشف شیمی الی وشیمی معدنی نائل شد ..متوجه این ضرورت شد .که تازه باید انرا به پایه ای.برساند که در ان زمان دانشمندان اسلامی رسانده بودند..برای دانشمندان اسلامی میسر شد که به جای طلا .درست کردن خیالی .بکشف شیمی واقعی وعلمی دست یابند وبترکیبات جدید شیمیائی وکشف روشهای جدید شیمی موفق شوند..در عهد زکریای رازی --/معاصر...وبا.تقدم.وتاخری.که منظور در کتاب نشده.کلمه.عهد .ودوران.زکریا رازی .بکار برده شده----اواخر قرن نهم.واوائل قرن دهم میلادی بود که یکی از ستاره های درخشان جهان اسلام در علم شیمی ظهور کرد .که فقط نام --مستعار .-جابر .بنوشتن رسالات فلسفی وعلمی انهم با یک اراده استقلال فکری عجیبی اراه داده .است..////گرچه در تمام منظومات کتب مسلمین این استقلال .وارای .مختص .به تعلق..ذاتی .مسلمین.بچشم.میخورد.هر بیننده ای در کتب انان تورق.وتدبر نماید .شاکله .ودستگاه علمی .غیر .نخواهد دید.مثل هنرانان.زیبائی شناسی .مسلمین..که به شکل های متفاوت نظر گاه های ..قلبی .ونحل.ای .مختص .مسلمان را تجلی .ودر ظهور دارد.نه.فکر.واندیشه ای .که مخدوش.التقاط باشد..هویت.ومختصات.اندیشه.مسلمین را دارد تمام ابنیه.مساجد .مدارس .دانشگاهای مسلمین را بنگرید.همه هویت اسلامی دارند .نه.غیر از این شالوده.به علت استغنای ذاتی علمی مسلمین احتیاجی به استقراض از اغیار نداشته اند..ایا معلم.از نو باوه .ای که بتعلیم درس امده.طلب علم میکند..//جابر در برابر روش ساده ذوب فلزات که تا ان زمان متداول بود .روش حل کردن فلزات را نیز بکمک اسید نتیریک .اسید سولفوریک -جوهر نمک...وتیزاب سلطانی که وسیله او اختراع شده بود ند .پرورش داد .بدین وسیله برای جابر وپس از او ترکیبات بی نهایت وسیع شیمیائی امکان پذیر شد.--منجمله.اکسید جیوه --زنجفر --زرنیخ---اکسید سه ظرفیتی ارسن--نشادر---نیترات نقره--زاج سفید---سوالفات الومینیم--وپتاسیم---کات کبود---پتاس سوز اور .محلول غلیظ ئیدراکسید پتاسیم--محلول سود .سوز اور---محلول کلوئیدی سفید رنگ گوگرد .وخیلی چیز های دیگر انها فرق بین اسید وقلیا را میدانستند...انان هنگام اکسیده یا سولفوره شدن اضافه شدن وزن فلز را یاداداشت .میکردند...میدانستند ..اتش .بدون هوا-اکسیزن.خاموش میشود..انان.عمل های اصلی شیمی را پایه ریزی کردند.وپرورش دادند ..مانند.تبخیر---تصعید---تبدیل مستقیم جسم جامد به گاز .یا بلعکس --متبلور کردن.کریستالیزه کردن-تعدیل ترکیبات شیمیائی --وسیله حرارت دادن --تصفیه کردن--تقطیر کردن--در حالیکه اختلاف تقطیر از طریق خنک کردن گاز وسیله اب را از خنک کردن گاز .وسیله شن.در نظر داشتند..///صفحات بعد .که همه  انشاات .خود مورخان.تاریخ علم.منسوب به غرب میباشد .تقدیم میشود..تا از زبان خودشان.مقام.وشان.علمی مسلمین را جویا .وگستره.وافق اندیشه.متعلق به جهان اسلام...از زبان مورخان.باز گو شود..گل انست .که از عاطرش ..عین.گل .معرف شود..الباقی در صفحات بعد.

گفت.همراز جبریئل.امین.احمد.محمود.حبیب.رب.عالمین.ص.خلق.من.خلق.خداست..من.ص.هادی.شدم.بر.اخلاق.کریم.

اقتباس.کپی.کاری./احادی/از.نام.اوران.علم..و.دانش.مسلمین.اندیشمند.مسلمان.یقین.به.قیامت.واخلاق.اخروی.دا

ابعاد کواکب-رسائل.ریاضی-شیمی.اختر.شناسی.مسلمین.تشکری.خالصانه.از.تمامی.خادمان.کتابخانه.مقدس.امام.علم.

ابعاد کواکب.غیاث.الدین.کاشانی.-عمل.بالربع التام.ابن.شاطر-معرفته.الوقت.ورویت.هلال.نجومی.صناعه.نجوم.-م

ابعاد کواکب.غیاث.الدین.کاشانی.-عمل.بالربع التام.ابن.شاطر-معرفته.الوقت.ورویت.هلال.نجومی.صناعه.نجوم.-م

تاریخ علم.هونکه.

تاریخ علم.هونکه.

تاریخ علم.ونقش مسلمین در رهیابی به تجدد علوم.استاتیک به.جهش.استکمالی./مورخ.زیگفرید هونکه

 

.تاریخ.علم.هونکه.سلام.ودورد.بر تمامی دانایان..ودانشوران.که.قداست.علم.را.شایسته.ارج.نهاده.واز.حریم.عل

.تاریخ.علم.هونکه.سلام.ودورد.بر تمامی دانایان..ودانشوران.که.قداست.علم.را.شایسته.ارج.نهاده.واز.حریم.عل

اصول الهندسه.سطح وفضا-ابتکار.ذاتی.وعلمی.اندیشمندان.جهان.شیعه.ومسلمین./ومصادره.علمی.ان.توسط.کپی.کاران