خسف کلی . در ۵ خرداد ۱۴۰۰.ساعت.۱۵.۴۴.دقیقه.قابل رویت درشرق.اسیا.استرلیا.اقیانوس ارام.


بدبخت اسراییل . بد سرشت . پلید .. گفتید .که اهل جفر بسیار دارید ......طلسمات سیاه در کار دارید .......ز عهد . نسخه های اهل . سحره ......ذی فنون بسیار دارید ..... چه شد . ان پایه های . جشن .دستکوبی ...چه شد . کنسیه شیاطین .......بخود گفتید . هم . سحر داریم هم اتش .......بسوزانیم ..اطفال .بیکس .......ندانستی . که خانه ات . سوراخ دار د ........ز هر سو . بر سرت . اتش ببارد ......ایا صهیون .زشت . نکبت .ودون ........برو تلمود ت کن وازگون ......یکی از مسلمین . اتش افروخت ......بترس از انروز که جهان مسلمین خواهد . .......جهانت را کند . جهنم و سوز ......خدا لعنت کند . صلیبی مست .....که همپایت شده .در قتل . بی کس.........امان از اتش جهان اسلام که بر اندازد تو و ان یاغی مست....بذات حق قسم . سخن باشما نکبت اورست......که نه رحم دارید .نه شرف . ای بد سیرتان . پلید کردار....خدا یاری کند .مظلومان فلسطین را. بقدرت الهیه اش. واسمائ عظیمه اش.خدایا فرزندان اطفال مظلوم را تکه تکه میکنند این قوم صهیون کثیف . یا منتغم.بحق .ال.....
بنام خدا . در دانش مسلمین و علم توحید . تفرد الهی .و سرمدیت و صمدیت ذات حق و نداشتن شریک و همتا . از جهات بسیاری . مورد . ثبوت قرار گرفته .چه .احادی . ذات حق را فردی از افراو وجود تعریف نموده اند . حال اگر خداوند عز وجل . که خالق کل الشی است . وفرد از افراد وجود . منظور نظر تناسخیون حلولیه باشد . انان برای .وجود .جنس و فصل تعریف نموده اند . ناچارا . خدا را هم تحت همان قواعد . فرضی خود . مشمولیت دهند . به عبارتی فردی از افراد وجود هم ذی .جنس است در اجناس و هم ذی فصل .در فصل . تکوینات وجود . تکون الشی . بفعال لما یرید است .نه فاعل بالاضطرار .که او را مقید به قیدهای خطا پذیر عقول و افهام واذهان بشری کنیم. این جفا در شان ذات مقدس بلاشریک . احدیت . و فاطر و خالق و جاعل کل الشی است .که از نیستی محضه از کتم عدم . اشیائ را خلق نموده باعنایه . نه مضطر به خلق .اشیائ از ذات خود او کنیم .بکدام محاسبه منطقمند ریاضی . پیراهن شما .عین خود شماست .خانه شما عین ذات شماست ..بیت الله خانه خدا .خود ذات حق متعال است . این سوالات از یک ریاضی دان شود .مات ومبهوت ماند .که گر این سان باشد . فاتحه ریاضی را بخوانیم. برویم غزلیات بسراییم. /انچه مشخص است .اعیان وجود .قوام و دوام وحیات به حول و قوه الهیه دارند .نه شریک او هستند و ماننداو / .عین الجهل .نه . همتای او که عین میت هستند . اثبات میت بودن گورستانهای ماست . اثبات جهل . نادانی های مدام انسان که هر لحظه خود را از خدا دور و به مهلکه های دنیوی و اخروی افتد. .و مشخص مستثنی از این . /عین العلم وعین الحیاه . نورانیین عرش الهی چهارده نور مقدس میباشند . که بگفته . رسل خاتم . ص اول ما خلق الله . عقلی .نوری .وروحی . عقل ونور وروح محمد .ص وعلی .ص.. //انانی که محاجه کنند . اول یک ایه نظیر قران اورند ویک نسخه از نبوت خاتم ص و ولایت دائمه حضرت ولی الله علی ص اورند . علم به نشانه های دانش . وعلائم دانش توجه دارد . نه غزل و شعر .ریاضی دان . متقن ریاضی محاسبه شده خواهد تا بنای . 1000 متری به استوا در عمود بسازد .قانون احتمالات و سازه ها را میخواهد . متالوزی میخواهد . با سخن گفتن .که . شعر است .وغزل . این عرصه دانشی . انسان را بنده و مخلوق وعبد .خداوند عظیم میداند . وعلم را . از ناحیه مقدسه .امامت ونبوت ص .اخذ میکند . بالحقیقه . علم از مصدر وحی الهیست . علم . نافع ./نه علم شیطنت / علم سعادت . اخرت و دنیا .با همدیگر . علم واخلاق . علم الهی و اخلاق . تعلیم گرفته از انک لعلی خلق عظیم. رسول .بزرگوار ص. کدامیک از ابنای بشری . علم و اخلاق خاتم را دارا بوده و هستند . احدی راه به ان اخلاق و علم عظیم الهی نیست .یک صاعقه جهانی را میسوزاند . این نبی مرسل و ولی خدا . عین قدرت الله است . و اخلاق الله و علم الله. خود را با انان قیاس نمودن . عین الجهل است . من کنت مولا . مولاست . مقتداست .همتا ندارد . ولی الله است . باطن نبوت است. و فرزندان طاهر او یازده نور مقدس. چه کسی توان دارد خود را با انان قیاس کند . مگر انکه .دام ابلیس است برای هلاک او. علم اوران دانش مسلمین .بنده گان پر تلاش گر علمی و اخلاقی .معارف قران بوده اند . که قران محل ترشح و فیض ربانی تمام علوم است . اگر رهزنان نبودند ربانیون قرانی اسرار قران را بیان می نمودند . که به چه سان از / ضل ذی ثلاث شعب . ایه قرانی محاسبه . گداخت . سایه های . یونیده را تعلیم دهند ./ مبادا که تیغ دست زنگی مست افتد . که فعل حال همان زنگی مست . ملتی را در اتش میسوزاند . / بزرگ علم سخن داشت که علومی نزد ماست به امانت اساتید ربانی که دست شیاطین افتد .جهان را ویران کنند. /دوام وقوام . شیعه و اندیشمندان شیعه به همان علم است. .علم سیلانی . مهادی . ربانیون قرانی . / عجب دارم ز قومی که خود را خدا دانند....عجبا که محتاج یک نفس کشیدنند . بدبخت ادمیزاد.مغرور.حلولی تناسخی.که نه شرع داند نه حدود الهی.وتعطیل کننده حدود الهیست.
بنام خدا . در مجموعه کتب . علم اعداد و مستحطه . الحروف از متد های متنوعی . استفاده شده .در کنز . المعزمین ابن سینا در باره دایره ایقغ .نوشتار امد در صفحات . این نمایه یا تبار شناسی. اگر ردیفان . ا--ی---ق---غ ..1-10-100-1000..وب-ک.ر-2-20-200...ج-ل-ش-3-30-300.د-م-ت-4.40-400....ودائره اجهب ..ا---ج---ه---ب---و---ز---ر---د----ی---ک----ش----ف----ل----س----حروف نظیره ان . ث--ظ----م----ف----ذ----غ-----ن-----ت----ص----ض---ع----ح----ط---ق--- پس در نتیجه . شما دارید این حروف را --اجهب ......وزرد----یک..شخ.....لشط--مفذغ----نتصض--عحطق...../// حال . حروفی .گویمت .به ایمائ واشاره ای . اهل . فن......ز یکی طریق راه . بدان رموز جمل ......انکه .کلمه .وجود میداند ......بسر وجود . جوهرش . میخواند .......تو نام . واسم . واجدی از وجود بشمار .....در او لحاظ است . حی .موت .ان .نمود ......این نمود درخت باشد .حیوان ...و نوع انسانی .....دارد عدد مستنطق . بذات . وجدانی.......بنزد وجدان .جوهر وذات .نباشد .تنافی وتضاد........تو گویی .اسم .اسلام......سلامش . بدارد در اسم قوام .....یعنی . سلام است .دین خدا .....یکصد سی و دو اش باشد اجلا ..با محمد ص .هم نام است در استنطاق .....با علیش ص ..متساویست در ایمان .........132 .بخش حروف بدارد . از واحد تا . عدد حروفش نقش وجود ......تو ده را .ده مشمار .10 . جمع .1+2+3+4=10 باشد .پس 4 عدد بشمار ..به معاصر اگر اوری . که هر صفر . صفر بود . و یکان .یک . ارزد ... پس 2 .0101.متعاکسش بنما .1010..متضاعفش افزا . به شمار نتوان در اری .... .همچو جذر 2 .ندارد پایان .......1.41424356237------1.189207115---1.09050773266----منتها ندارد این اعداد ...... انکه 1 و 3 و 2 .مجمع حروف است بسلام......سلام است تا بدوام.... گر ز اسم .شجر پرسی ...که گلابی .اورد .هر سال ......از حی و میت او در اوست لحاظ .....گل است و اب .....که حی است .به . اذن قدیر ........اگر ز اسراییل پرسی ...که شر است .خبیث .کفر تمام .......از جوف حروفش . موت او پیداست ......ائیل .که پسوند . عبد است . ذلیل . عبید .......عبید را که نام خود نبود .......خالقش . در گرو دارد . حی .وممیت.......اسر ......اسیر دان ای .......واقف اسم خبیر .مفتاح . علم . خط و نقطه . نشان ......همچو اسم علیم با یای مشدد که مفتاح جفر اعظم است . ای . بصیر ........موت .اضمحلال . اسرائیل در اسم اوست ......برون چرا گردی . در درون اوست......این غاصب مردنی است .....بدرک میرود .شفایش نیست ..........خدا .خالق کل الشی . درک اسفل او میخواهد ......کسی توان .مقابله با حی .ودودش ...نیست ..... چو امیر علم .ص بگفتا .که ۱۰۰۰ ماه ...ماه ..بو سفیان وامیه بود ...به 80 سال .......انقراض .بنی عباس . به سال خون بود 656 .که هلاکو ویراننمود بغداد را ....خواجه نصیر .بر خواند صلی و سلم . توسل را..........بلوح محفوظ . دوام اسلام . مشیت اراده خداست .......بهمین لوح . اضمحلال شیاطین . بدست خداست. ../الهی ما را از مسلمین و صالحان و خشوع کننده گان ونماز گزاران .وعفت داران . ترسناکان از قیامت اتش جهنم قرار بده . لحظه ای مارابنفس شیطانی ما وا مگذار .
بسمه تعالی . این کوچک و خرد . تحقیق گر دانش . علوم مسلمین و ملل. از نهایت . بذل وبخشش . علمی و سخاوت اندیشمندان . مسلمان که در عین فقر و مشکلات . جاهلان اعصار . دانش .تمدنی وحدانی . قران را به تمام ملل هدیه نموده .بدون .مزد واجرت . بدون چشم داشت .حتی .انانی که ناسزا میگفتند ومیگویند . این اخلاق بر گرفته از بزرگ مهربان هستی . محمد امین . بزرگوار است.ص. درب علم او قطب علم .امام فضیلت ها . حضرت علی ص وفرزندان طاهرش .ص. شهنشه . فتوت .وبخشش .وسخاوت . فرزندان سرور ازاده گان وحریت . حسین. ص. بخششی . خاص اخلاق خدایی . . و تکریم . تمام . فضیلتها و خصایص . خدایی . .واین خرد جاودان . بدست انسان کامل الی الله بمقصد اعلای خود .ان هادی کل . مهدی .موعود ص. استیلا بر ارض قرار خواهد گرفت.به استناد . تمام کتب . ادیان . حتی . غیر ادیان خدایی . صالح بزرگ . مظهر تمام اسمای خداوند . برای مکارم اخلاقی انسان و رشد .ودانش . انسانیت . ونجات انسانیت از ورطه زشتی ها.....//ودراین سوی .بیخردی و حماقت . که پایانی براو نیست . ادم خواری تکفیر . اتش سوزان بشر . نسل کشی .یک سرزمین و مردم ان. .انهم به نا جوان مردانه ترین . فاجعه . نوباوه و اطفال سوزی . ایا ندیدید .تمام مردم جهان . از بزرگ و کوچک. بر این احمق ترین قوم صهیون . ابراز تنفر نمودند . از تمام . احاد .علم ودانش وهنر .و جوانمردان جهان. ای فاقدان عقل وشعور . حماقت پیشه گان . هرتزل . .ایا ضربات شلاق عذاب الهی را نمیبینید . دسته دسته . سقوط . مردن . غاصبان .سرزمین قدس . از بالا و هر سو . خانه های .پر از کودکان .ومدارس وبیمارستان را اتش میزنید . در این اوج بیماری فراگیر جهانی . شما . ابروی حیوان درنده و خنازیر راهم برده اید .دیوان . پلید . خونخوار . خوردن خون در اعیادتان /کنیسه های شیاطین/که خدا سرتان ویران نمود عذابش را. کلیمیان .جهان هم از شما تنفر دارند . خونخوار مینامند شما را . به میلیون ها انسان شریف . توهین میکنید . بیشرمی و هرزگی و کشتار دستجمعی .کودکان مسلمان . .عذاب خدا را برای قوم غاصب خود . هر لحظه تمنا دارید . و این بیخردی و حماقت قومتان . در زبان تمام ملل است .صهیون اطفال کش . مظلوم کش . بی پناه کش . نامرد ترین . قوم خبیث. خدایا شاهد باش که هر انکه اهل دانش است . از این قوم . تنفر و انزجار دارد . به زبان وبنوشته وبهر اشارتی . همین قوم دختران افغانستان را پر پر نمودند. همین قوم در جهان . ادم کشی میکنند . بشریت از شر انان در امان نیست . به اسمای الهیت . مضمحل گردان . این انسان کشان که بنده گان مظلوم ترا . بی گناه بقتل عام میرسانند. ودانایان . غمناک .وجگر خون . ومسلمین گریان. تقهرت بالقهر یا قهار .بحق . اسمک اعظم.



العلم کنز لایفنی .علم گنج جاودان است فنا ناپذیر . /غرر الحکم /
با فاصله حرکت مستدیری .وبیضوی و حضیضی ماه .در روز اول در صورت فلکی حمل . تا نیمه هلالی ماه . در اطلس سماوی .وصور فلکی . نزدیک .ورود به صورت برجی .عقرب .در 16 و 17 و نیمروز 18 ..وخروج ساعت نیمروز 18 میباشد . در ثور .روز 13 و14 در جوزا 11و12 دهم ماه . در سرطان 8و9 ماه . در اسد .6و7 ماه. در سنبله 3و4 ماه .در میزان 1و2 ماه .در عقرب . 28 و29 ماه .در قوس .26و27.ماه .در جدی 23و24 ماه در دلو 21و22 ماه .در حوت .18و19 .ماه. با نیمروز 20 . در این تحقیق . مسجلا . دوره تناوب نجومی .وهلالی . محاسبه شده . مورد ارائه میباشد . بر تقویم هلالی و نجومی .

سخن گهر بار ان حضرت در توحید محض. ان اول عباده الله معرفته و اصل معرفته توحیده وذاته حقیقته وکنهه تفرق بینه و بین خلقه . /التوحید .کافی.جلد ۱ .صفحه ۱۳۴...گفت علم فعال نبی ص . مرتضی ص . وارث . علم . اولین الاخرین .....که جدا .باشد ذات .مستور از کل . خاطرات ......عقل راه ننیابد به ذات کردگار ..جمله مخلوقیم .عبد وذلیل خدا . جمله مصنوعیم .همه صنع خدا ... در عدد کی اید ان ذات . حی . لایزال ...کو بداند عقل ..افعال .ان ما یشائ .....فاعل تام .کل کائنات ..بان کل الاشیاست در جمله .ذات ......انکه خود را با ذات حق . قیاس کرد ......عقل مطلق را . با وهم . مخدوش کرد ......کی شود . ذات خالق . کل الوجود .در محیط .عقل . اضعف . گفت وشنود ......چون کلام الله . گفت . لم یلد ..لم یولد است......کی دم زند عقل بشر . از .وحدتش.......تو در این ناسوت . در مانده ای .در ذره ای از ذره ها .وامانده ای .. ...گوش بنما . در توالی . وجودات . جسم .و عدد ......چون .بود صادر . ز واحد . کثرت . سایه صفت .........ما همه ظل ایم ..در دار وجود ...اصل باشد .حی لایموت ....چون سخن گوییم لا اله الا الله .....برده ایم . هر .سایه را .از .طوف شمس الوجود ......حق ذات منزه از هر .تلبیس . خلق ......ان احد . صمد باشد . لم یلد .لم .یولد .کفوا .احد.....بر دبستانی اگر .مهر . دال . ولد ها بر زنی .......خنده ارد . که این دلالت . نه وقوع است نه عقل . مستند.....تو فعال ما یرید .را مضطر . به . مخلوق کنی......ذات خالق را تشبیه به خلق .دون کنی ......ان خداوند عظیم .کی بدارد با تو سنخیت.... عین جهل کی بدارد با عین العلم معیت ......گر توانی . اوراق . حسابان را نگر .......چون عدد . اعتبار . علم واقع .امد .در مثل........ذات خلاق جهان را . بشناختند . احمدو علی .ص ال او ص.......چون که معصومند بذاته . عین النور او ..... شهادت سلطان الموحدین بر همه دانایان و عاشقان دانش علوی .ص.تسلیت باد.


بنام خدا . در بعضی از مکاتب و منظر گاه های . مشرب های متنوع .موجود .ومعاصر .نگاهی به راجع شدن روح .عقل . جوهر .حیات نفس ناطقه به .نشئه حیات دیگر را بتجربه یا به . خلع بدن . یا موت ارادی . به انواع مختلف تفسیر و توجیه نموده اند .یعنی هرکسی از ظن خود .بدین عنوان توجه نموده .حال اگر .با یک منظر . منطقی این رخداد . یعنی تغییر . نوع ادراک .از ادراک . ممزوج با ماده بدن .و ادراک فی نفسه وذاتی عقل که سالها .انسان از همان عقل برای اقتصاد و معاش و انواع .کاربردهای ان .استفاده نموده .عقل بشری .دبستانی . معلم . باغبان.نانوا. وهر موجود ذی .عقل دارای نفس نطق کننده وشنونده علوم . نه غریزه .محض . با طبیعت حیوانی .نوع غیر انسان ./انواع موجودات غیر .مخترع .وفاقد شعور خلاقیت /در یک نگاه منصفانه .هریک از احاد بشری . دریافت و تجربه خود را . به عنوان مدرک استناد نموده اند . در عین حال اگر .ما .بخشی از حیات خود را . حیات نطفه در رحم مادر بدانیم .در تاریکی .بطن مادر . ودارای شعور مختفی در کمون وذات بافت وسلول های . اطلاعاتی .سازنده بافت ها و مدارک .منتظم دهنده .قوه شنود .بصر . بویایی . چشایی .وتعقل . که نقطه .کمال همه این دریافت های معرفتی .به تعقل مصفا . یعنی بدون زنگار و پیش فرض های ذهنی .قبلی از ناحیه ذهن بشر . تعیین شده .منجر میشود . /یک بودائئ . یک زر تشت.یک برخو . و هر سلیقه ای که غعلا بعنوان معرفت پایه قرار داد شده برای . عرفان های . چیدمان شده خود . مسیحیت . کلیمی . صائبین . راوقی . اشراقی .و مشائی . فرق ندارد .که یک معتقد به عرفان کاستاندایی .در عود روح وعقل جوهری . نوع انسانی .در شهود خود در افتراق و جدایی نظر .با یک مسیحی . دارای چه اشتراک یا نقاط جدایی و افتراق تجربه میکند .انچه مهم است . ۱-پس از عروج نفس ناطقه.عقل تدبیر کننده بشر در همین دنیای مادی .به حیات غیر مادی . منتقل میشود . مثل تغییر یک ارایش . شیمیایی .از کلرات وسدیم .به نمک . نشئه مادی . با شکل و کمیت بعد پذیر . جهان .ماده .فضا . زمان . ومکان .تغییر .به . رصد . عقل .زمانمند . وذی شعور حیاتمند .استجلا میکند .نه اینکه دوباره اعاده معدوم شود . تغییری در شکل ادراک و دریافت های حیاتی . دگر گوش از سوراخ گوش مادی شنود نمی کند .روحونفس ناطقه با لفعل .ادراک و معقولات را مورد شهود قرار میدهد .نه اختیاری . ان نشئه مثل رحم مادر . است اختیار نداری .سلب اختیار است نوع تکوین ان حیات بر تر . مختاریت را سلب میکند . البته بنا به . ذاتی . انسانها .و استعداد از پیش تعیین شده انها در این نمایه هستی دارای حداکثر شش بعد یا بیشتر .ادراک در زمانی که هم ازل است هم ابد .و فعلا . ماضی ومضارع و مستقبل .و مکانی لا مکان .که مکان ظرف شعور ذاتی توست. ومنست .اثنیتی جدا نا شدنی از هو هویت موجود در هر نشئه حیات . دست نداری .پا نداری .ولی متحرک به قوه روح . محیط بر وجود خود ذاتی خود هستی . یکی اظهار دارد از جسم فراتر رفتم . بالا رفتم . پائین امدم . چپ رفته .راست رفته .بلی .هرچه که منظر توست . از حاق ذاتی نفس توست ما از موش مرده هستیم تا ملکوت اعلا . همه در وجود ماست .انکه معماری وجود نمود .نوع انسان عروج میکند .وگرنه هم اوست که اتش افروخته یا حیات روحانی بعد از مرگ خود را از قبل . تهیه نموده . درنده خویی .در نشئه دیگر . حیوانی درنده است بجان تو .ومن. ما خود را معماری میکنیم.انبعاث رفتار و کردار و عمل های ذاتی ماست حتی یک بد نگاه نمودن . جهان کنش و باز تاب است . زاویه تابش متساوی با باز تابش . انکه در یک فضای معرفتی . ادراکی .اندیشه ای جهان را وحدانی وذی شعور مومن است .به جهان وحدانی رجوع میکند .چون تمرین ومراقبه در این جهان مادی به ارکان .وحدانیت نموده .فرق دارد بین سبزی فروش و فیزیکدان.در نوع علم ودانش .ودر مراقبه و معاقبه . اگر این جهان را . با ابعاد کم ان . مثل مربع .مثلث .شش گوش .دایره هر فرضی دارید .همان مفروض . ۳۶۰ درجه . زاویه های 45....90....120....مفروض دارید .شکل حجمی . یک بی انتها وجه را منتظر نباید باشید. چون مانوس با شکل شده اید . نه وجود .هستی بحت .بسیط .فراگیر هستی بخش. به بی انتها ابعاد . جمیل و زیبا . انسان با ما هوی .های موجودات مانوس والفت دارد .نه با ذات و کمون حقیقی خدا یی .موجودات . .یکی اظهار میکند .مثل ذره بین جهان را دیده . .ببیند . نبیند .تغییری در حقیقت هستی پس از عود روح به سموات عالین یا اسفل سافلین رخ میدهد .نه .تو به اندازه علم ودانش و کردار . و اعمال خود .که انجام داده ای ومعرفت داری .باز تابش را میبنی همان سان که در خواب و منام ورویا علم حضوری بخود داری .نه حصولی .در خواب خودت را دستمالی میکند که ببینی هستی یا نیستی .نفس حیاتی تو محرز برای وجود ذاتی تو است وهزاران موجود را در رویا دیدار میکنی .یعنی انرزی .مساوی .نه جرم در سرمجذور سرعت .بلکه انرزی مساوی .زمان کمال اشتدادی نفس وعقل در مجذور عمل های نیک. و گفتار نیک .وپندار نیک . من یعمل کل شاکله .سر سفره عمل خود نشسته ای هرچه بکاری .انرا .خواهی چید. اینکه استاد خبیر . دانای راه .تورا . مخبر کند به خبر . حیات دائم .نه موت .بلکه متصل به عقل مجرد و فعال .هستی کند . جبروتی .کند .ملکوتی کند .نه همین سان حیوان بمانیم. بخوریم . بخوابیم .وتولید کنیم. چه فرقی با صنوف دیگر داریم . وحدانی فکر کنیم یعنی بنی ادم اعضای یکدیگرند . وهمه بخدا رجوع میکنیم. پس رحم در وجود ما . اساس و اصل قرار میگیرد .حتی برای انان که اذیت و ازارمان میدهند . چون دوست نداریم کسی در درنده گی زندگی و رجوع بشکل درنده در حیات عالی تر کند . اگر محاذات تفکر بشری . از نوع دید فیزیکال به فرا فیزیک .یعنی . به عبارتی . قاعده .گرانش را به میدان . هم سان .ها دیدار کند . در اینسو جاذبه اساس قرار دارد و توابع موج بر اساس چگال ذره و تاثیر گرانش . کنش وبر هم کنش دارند .خوب همین را . لطف نموده . یکسو سازی متقارن کنید . در یک سو . هم نوا .و هم صدا و هم جوهر ها را دارید .مفروض پوزتیو .ودر سوی دیگر نگاتیو . همان کاری که در پروزه ازمایشگاه سرن انجام میشود .ایجاد .یک سویه های .پر میدان . یونیده نمودن .بار های هم ردیف . خود خلائ .گرانش را انباشته از جاذبه ای کند که دیگر به چگال وابسته نخواهد بود . یک روح در بدن رشد . جوهری و اشتداد علمی میکند .در نهاد یک جسم یک روح به استکمال وجودی علم ودانش و عمل مزکا میکند .با مراقبه نه یلخی و ولگردانه. منظم به تعلیم استاد . .انهم استاد خلاق هستی و کلام او که از زبان . پیام اور او میرسد. مراقبه از هرچه زشت است واگر انجام دهی .عقوبت دهی خود را .گناه نمودی . پارا زیت . در موسیقار هستی انداختی .یک ماه اب نخور نفس اماره ات را تربیت کن .او ترا وادار به گناه میکند تو هم اورا مشقت ده .تا تربیت شود .مطیع گردد. انقدر حمالی از او بکش که فرسوده شود .وجلوی روح پاکت .وفطرت خدایت .عربده منم .منم .نزند. ذلیلش کن .خود را دوست دارد تو بر خلاف او هرچه میتوانی دیگران را بر خود ترجیح ودوست بدار . این سلام است . یعنی بر دیگران امن بودن . لعلی خلق عظیم .نبوی ص. در انخلاع روح انان اساتید بزرگ ربانی .موت ارادیه داشته اند .حقیر از اساتید خود دیده ام .نه قوال ونقال باشم . در نماز مولانا بهجت . و نماز های دگر اساتیدم .زر ابادی و شفیعی و دامغانی وقند هاری و وووو اقا جان . عده ای دکان بازار راه انداخته اند تا لوث کنند حقیقت این حقایق را. استادی که با انبیائ فوت شده حضرت ادریس گفتگو مینمود . حضرت صالح وهود . در وادی السلام ودر قزوین و ووو شرح ماجرا را به نحو دگر بیان مینمودنند ./عالم پس از مرگ .اختیار نیست . خازنین .موکلان امر الهی احاطه بر ما دارند . انسان به اندازه استعدا خود که بفعلیت رسانده در همین نشئه جهان مادی . استعداد دیدار اخروی برزخی دارد . بعضی ها کور وکر وارد نشئه حیات پس از مرگ میشوند .صم .وبکم .عمی فهم لا یرجعون/ نمی گفتند از تانزانیا .رفتم اسپانیا انجا کعبه را طواف کردم .ادرس غلط ندهید . راه ربانیون قرانی عروج کننده گان به ملا ئ اعلا .نشانه صحیح دارد .علائم درست دارد . بچه که نیستیم . نان گندم نخورده ایم اما اساتید ربانی دیده ایم .که هزاران تن .یک موی انان نمی شود. اگر بنا بر ایجاد . یک نمایه گزارشاتی تجربیات پس از مرگ وخلع روح از بدن است . بلی .قابل شان است . اقا حقیر این تجربه را دارم . نه اینکه . تجربه فقط این است. شما برای فاتحه ای از قبور میروید .قوه استماع قدسی وبصر شما کار میکند .مال حرام .نگاه حرام زشتی ننموده اید . نزد شما استاد ربانی با او تکلم میکند استماع علم میکند . شما هم به تصرف تکوینی او میبینید ومیشنوید . مرده هزار ساله. او زمان ندارد . زمان متعلق به جهان متغیر بالذات است نه ثابت ازلی.وابدی. ولی حی وقائم بنفس ناطقه قدسی است . وبا نفس قدسی متکلم میشود /نا با حرام خوار . حیز . بی حیا. نور دنبال نور میرود .نه دنبال اتش جحیمی ./فردی مشروب میخورد می گوید من فلان روح را مدرک هستم . نه اقا مدرک شیطان ابلیسی . روح در احاطه موکلین برزخ است ازاد نیست دار جزاست اقای تناسخی حلولی.شعبده باز زیادند //.مطالب حقیقی را از زوایای . قابل مانوس تر با تمام عقول و واسعانه تر بیان نمود نه بعضی ها به این پندار باشند که حقیقتا مرگ شیرین تر از عسل است . نه .شما تیغ جراحی بشما میخورد . هزاران فریاد میکنید . .دراین مجال . انانکه از قبل مانوس با عالم بقائ دائم شده اند .راحت .با وجدان راحت .شهود وجدانی و واصل بدریای رحمت نورانی حق میشوند .نه انکه . هر لحظه به عیال الله .مخلوق خدا بیرحمی میکند . گران فروشی احتکار . بی حیایی . وهر گناه ومعصیتی را انجام میدهد . او مردن برایش .زهر هلائل است .عموجان..بحقیقت قبل از مدفون نمودن متوفایی گرز اتش خازنین جهنم بر او زده میشد واستادم گریه مینمود که هنوز دفن نکرده .با گرز اتشین احاطه اش نموده اند .حقیر به شاگرد خود ظلم نمودم .نزد استاد رفته فرمودند عین الجهنم شدی .برو جبران نما .ز خجلت .وشرم .مرده به شهرم رسیدم پای اورا بوسیدم تا رضایت دهد . قیامت و سکرات موت سخت است . چرا انرا لوث کنیم بگو ییم که انقدر شیرین است که انسان هوس خود کشی میکند . این دیگر از کجا .در امده. نبی مرسل .ص لباس مقدسش را بالا زد فرمود هر که را اذیت نمودم بیاید قصاص کند .فردی بلند شد .گفت مرا تازیانه زدید .فرمودند بیا قصاص کن که طاقت قصاص اخرت را ندارم . فرد امد .بدن مطهر نبی ص را بوسید . وگفت شفاعت میخواهم یا رسول الله. ص. پس سوره نازعات برای کیست ان ملائکه ای که جان کافر و ظالم را به سختی میگیرند./ راحتی فوت .ارتحال .مرگ .از دنیا رفتن .برای انانی است که بهشتی زندگی نموده اند .نه متجاوز .نه حرام خوار .نه بی عفتان . درست بگوییم .نه درشت .فرق دارد . سیره ربانیون قرانی .انذار .از قیامت وابشار به رحمت بوده .نه خیال به دیگران تحمیل کردن. سیدنا زر ابادی .فرمود زیرجنازه سیدنا اقا سید موسی زرابادی قدس الله جنازه پدرم ..پدرم در کنار من مرا دلداری میداد بعد از ظهر هم امدند بمن درس از روز قبل را دادند .با بدن جسمانی .نه بدن اثیری .حور قلیا ئئ وووووووووو/اولیائ خدا مرگ ندارند . سخن شما باور کنیم .یا انان که هزاران خوارق عادات از انان دیده ایم / .مردان خدا را . عالم ربانی متعلم به سبیل نجات . این عنوان .بر این مطلب است که سخن حق این است بلی قیامت و روز جزا حقست .اما سختی های پس از مرگ بخاطر اعمال ماست. فشار قبر وزان اعمال ماست. تجربه احادی .قابل بیان نیست . تمسخر میکنند قوم حرام خوار . ولی حق است تجربه انانی که بحقیقت مستبصر شدند . این دنیا خواب و خیال است . خیال میکنی پول داری .مال داری . اخرش گور پوسیدگی استخوان است. غنی باشی . هرکه باشی .فرقی ندارد .مگر اینکه تقوا داشته باشی . توشه خیرات صدقات داشته باشی .دعای خیر مردم داشته باشی . مورد عنایت خدا و امامان ص.باشی .توسل به نورانین عرش خدا داشته باشی .راحت ترین راه .. عمل خیرو .گریه برای مظلومیت امام عطشان کربلاست ص. دیگر دکان بازار نمی خواهد . حسینی باشیم..اقائئ را از ان بزرگ یاد گیریم . عفاف ونجابت .وبخشش را. دین وشرف را . خیانت نکنیم .امین باشیم .بذات حق قسم .امام پاره پاره کربلا محبان خود را دوست دارد . حضرت زهرا س عنایت دارد .قدر بدانیم این عنایت محبت را .برای بیماران دعا کنیم برای خشکسالی دعا کنیم برای جوانان دعا کنیم .عاقبت بخیر شوند . حسینی شوند . اخرت انها بیمه محبت حضرت زهرا س باشد..بحق عطش الحسین.ص الشفا والشفاعه کل شیعتی
بنام خدا . اگر کسی ز دانا بپرسد .که زمان مولود ولادت من .به چه سال .و چه ایام است. ...ز او سوال کنم .که روز تولدت میدانی . ماه تولدت .بهار بوده یا تابستان .پائیز بوده یا خزان . -جواب امد روز ۵ بود..ماه ۳ ....عدد روز را در ۲۰ ضرب . وانرا .اضافه به ۷۷ .20*5+77=177.....177را در ۵ ضرب .به اضافه ۳ ..شود 177*5+3=888....حال 888*20+77 شود = اید 17837....این عدد را در ۵ ضرب .ومفروض سال ۵۱ بر او افزون .17837*5+51=89236.....گر این عدد بدست اید .ز عدد 38885 کسر بنما ..=50351.....حال بگشا .استنطاق این مجموع عدد را .که چه سخن دارد . 5 /3/ 051 دو رقم اخر سال تولد مدرک معلم شد.

