عنوانی.بر حیات وزندگی .پس ازفقدان حیات عنصری .روح حیات.طبع وغریزی.نوع.انسان./عود.عقل.مجرد.بهجهان.عقل
بنام خدا . در بعضی از مکاتب و منظر گاه های . مشرب های متنوع .موجود .ومعاصر .نگاهی به راجع شدن روح .عقل . جوهر .حیات نفس ناطقه به .نشئه حیات دیگر را بتجربه یا به . خلع بدن . یا موت ارادی . به انواع مختلف تفسیر و توجیه نموده اند .یعنی هرکسی از ظن خود .بدین عنوان توجه نموده .حال اگر .با یک منظر . منطقی این رخداد . یعنی تغییر . نوع ادراک .از ادراک . ممزوج با ماده بدن .و ادراک فی نفسه وذاتی عقل که سالها .انسان از همان عقل برای اقتصاد و معاش و انواع .کاربردهای ان .استفاده نموده .عقل بشری .دبستانی . معلم . باغبان.نانوا. وهر موجود ذی .عقل دارای نفس نطق کننده وشنونده علوم . نه غریزه .محض . با طبیعت حیوانی .نوع غیر انسان ./انواع موجودات غیر .مخترع .وفاقد شعور خلاقیت /در یک نگاه منصفانه .هریک از احاد بشری . دریافت و تجربه خود را . به عنوان مدرک استناد نموده اند . در عین حال اگر .ما .بخشی از حیات خود را . حیات نطفه در رحم مادر بدانیم .در تاریکی .بطن مادر . ودارای شعور مختفی در کمون وذات بافت وسلول های . اطلاعاتی .سازنده بافت ها و مدارک .منتظم دهنده .قوه شنود .بصر . بویایی . چشایی .وتعقل . که نقطه .کمال همه این دریافت های معرفتی .به تعقل مصفا . یعنی بدون زنگار و پیش فرض های ذهنی .قبلی از ناحیه ذهن بشر . تعیین شده .منجر میشود . /یک بودائئ . یک زر تشت.یک برخو . و هر سلیقه ای که غعلا بعنوان معرفت پایه قرار داد شده برای . عرفان های . چیدمان شده خود . مسیحیت . کلیمی . صائبین . راوقی . اشراقی .و مشائی . فرق ندارد .که یک معتقد به عرفان کاستاندایی .در عود روح وعقل جوهری . نوع انسانی .در شهود خود در افتراق و جدایی نظر .با یک مسیحی . دارای چه اشتراک یا نقاط جدایی و افتراق تجربه میکند .انچه مهم است . ۱-پس از عروج نفس ناطقه.عقل تدبیر کننده بشر در همین دنیای مادی .به حیات غیر مادی . منتقل میشود . مثل تغییر یک ارایش . شیمیایی .از کلرات وسدیم .به نمک . نشئه مادی . با شکل و کمیت بعد پذیر . جهان .ماده .فضا . زمان . ومکان .تغییر .به . رصد . عقل .زمانمند . وذی شعور حیاتمند .استجلا میکند .نه اینکه دوباره اعاده معدوم شود . تغییری در شکل ادراک و دریافت های حیاتی . دگر گوش از سوراخ گوش مادی شنود نمی کند .روحونفس ناطقه با لفعل .ادراک و معقولات را مورد شهود قرار میدهد .نه اختیاری . ان نشئه مثل رحم مادر . است اختیار نداری .سلب اختیار است نوع تکوین ان حیات بر تر . مختاریت را سلب میکند . البته بنا به . ذاتی . انسانها .و استعداد از پیش تعیین شده انها در این نمایه هستی دارای حداکثر شش بعد یا بیشتر .ادراک در زمانی که هم ازل است هم ابد .و فعلا . ماضی ومضارع و مستقبل .و مکانی لا مکان .که مکان ظرف شعور ذاتی توست. ومنست .اثنیتی جدا نا شدنی از هو هویت موجود در هر نشئه حیات . دست نداری .پا نداری .ولی متحرک به قوه روح . محیط بر وجود خود ذاتی خود هستی . یکی اظهار دارد از جسم فراتر رفتم . بالا رفتم . پائین امدم . چپ رفته .راست رفته .بلی .هرچه که منظر توست . از حاق ذاتی نفس توست ما از موش مرده هستیم تا ملکوت اعلا . همه در وجود ماست .انکه معماری وجود نمود .نوع انسان عروج میکند .وگرنه هم اوست که اتش افروخته یا حیات روحانی بعد از مرگ خود را از قبل . تهیه نموده . درنده خویی .در نشئه دیگر . حیوانی درنده است بجان تو .ومن. ما خود را معماری میکنیم.انبعاث رفتار و کردار و عمل های ذاتی ماست حتی یک بد نگاه نمودن . جهان کنش و باز تاب است . زاویه تابش متساوی با باز تابش . انکه در یک فضای معرفتی . ادراکی .اندیشه ای جهان را وحدانی وذی شعور مومن است .به جهان وحدانی رجوع میکند .چون تمرین ومراقبه در این جهان مادی به ارکان .وحدانیت نموده .فرق دارد بین سبزی فروش و فیزیکدان.در نوع علم ودانش .ودر مراقبه و معاقبه . اگر این جهان را . با ابعاد کم ان . مثل مربع .مثلث .شش گوش .دایره هر فرضی دارید .همان مفروض . ۳۶۰ درجه . زاویه های 45....90....120....مفروض دارید .شکل حجمی . یک بی انتها وجه را منتظر نباید باشید. چون مانوس با شکل شده اید . نه وجود .هستی بحت .بسیط .فراگیر هستی بخش. به بی انتها ابعاد . جمیل و زیبا . انسان با ما هوی .های موجودات مانوس والفت دارد .نه با ذات و کمون حقیقی خدا یی .موجودات . .یکی اظهار میکند .مثل ذره بین جهان را دیده . .ببیند . نبیند .تغییری در حقیقت هستی پس از عود روح به سموات عالین یا اسفل سافلین رخ میدهد .نه .تو به اندازه علم ودانش و کردار . و اعمال خود .که انجام داده ای ومعرفت داری .باز تابش را میبنی همان سان که در خواب و منام ورویا علم حضوری بخود داری .نه حصولی .در خواب خودت را دستمالی میکند که ببینی هستی یا نیستی .نفس حیاتی تو محرز برای وجود ذاتی تو است وهزاران موجود را در رویا دیدار میکنی .یعنی انرزی .مساوی .نه جرم در سرمجذور سرعت .بلکه انرزی مساوی .زمان کمال اشتدادی نفس وعقل در مجذور عمل های نیک. و گفتار نیک .وپندار نیک . من یعمل کل شاکله .سر سفره عمل خود نشسته ای هرچه بکاری .انرا .خواهی چید. اینکه استاد خبیر . دانای راه .تورا . مخبر کند به خبر . حیات دائم .نه موت .بلکه متصل به عقل مجرد و فعال .هستی کند . جبروتی .کند .ملکوتی کند .نه همین سان حیوان بمانیم. بخوریم . بخوابیم .وتولید کنیم. چه فرقی با صنوف دیگر داریم . وحدانی فکر کنیم یعنی بنی ادم اعضای یکدیگرند . وهمه بخدا رجوع میکنیم. پس رحم در وجود ما . اساس و اصل قرار میگیرد .حتی برای انان که اذیت و ازارمان میدهند . چون دوست نداریم کسی در درنده گی زندگی و رجوع بشکل درنده در حیات عالی تر کند . اگر محاذات تفکر بشری . از نوع دید فیزیکال به فرا فیزیک .یعنی . به عبارتی . قاعده .گرانش را به میدان . هم سان .ها دیدار کند . در اینسو جاذبه اساس قرار دارد و توابع موج بر اساس چگال ذره و تاثیر گرانش . کنش وبر هم کنش دارند .خوب همین را . لطف نموده . یکسو سازی متقارن کنید . در یک سو . هم نوا .و هم صدا و هم جوهر ها را دارید .مفروض پوزتیو .ودر سوی دیگر نگاتیو . همان کاری که در پروزه ازمایشگاه سرن انجام میشود .ایجاد .یک سویه های .پر میدان . یونیده نمودن .بار های هم ردیف . خود خلائ .گرانش را انباشته از جاذبه ای کند که دیگر به چگال وابسته نخواهد بود . یک روح در بدن رشد . جوهری و اشتداد علمی میکند .در نهاد یک جسم یک روح به استکمال وجودی علم ودانش و عمل مزکا میکند .با مراقبه نه یلخی و ولگردانه. منظم به تعلیم استاد . .انهم استاد خلاق هستی و کلام او که از زبان . پیام اور او میرسد. مراقبه از هرچه زشت است واگر انجام دهی .عقوبت دهی خود را .گناه نمودی . پارا زیت . در موسیقار هستی انداختی .یک ماه اب نخور نفس اماره ات را تربیت کن .او ترا وادار به گناه میکند تو هم اورا مشقت ده .تا تربیت شود .مطیع گردد. انقدر حمالی از او بکش که فرسوده شود .وجلوی روح پاکت .وفطرت خدایت .عربده منم .منم .نزند. ذلیلش کن .خود را دوست دارد تو بر خلاف او هرچه میتوانی دیگران را بر خود ترجیح ودوست بدار . این سلام است . یعنی بر دیگران امن بودن . لعلی خلق عظیم .نبوی ص. در انخلاع روح انان اساتید بزرگ ربانی .موت ارادیه داشته اند .حقیر از اساتید خود دیده ام .نه قوال ونقال باشم . در نماز مولانا بهجت . و نماز های دگر اساتیدم .زر ابادی و شفیعی و دامغانی وقند هاری و وووو اقا جان . عده ای دکان بازار راه انداخته اند تا لوث کنند حقیقت این حقایق را. استادی که با انبیائ فوت شده حضرت ادریس گفتگو مینمود . حضرت صالح وهود . در وادی السلام ودر قزوین و ووو شرح ماجرا را به نحو دگر بیان مینمودنند ./عالم پس از مرگ .اختیار نیست . خازنین .موکلان امر الهی احاطه بر ما دارند . انسان به اندازه استعدا خود که بفعلیت رسانده در همین نشئه جهان مادی . استعداد دیدار اخروی برزخی دارد . بعضی ها کور وکر وارد نشئه حیات پس از مرگ میشوند .صم .وبکم .عمی فهم لا یرجعون/ نمی گفتند از تانزانیا .رفتم اسپانیا انجا کعبه را طواف کردم .ادرس غلط ندهید . راه ربانیون قرانی عروج کننده گان به ملا ئ اعلا .نشانه صحیح دارد .علائم درست دارد . بچه که نیستیم . نان گندم نخورده ایم اما اساتید ربانی دیده ایم .که هزاران تن .یک موی انان نمی شود. اگر بنا بر ایجاد . یک نمایه گزارشاتی تجربیات پس از مرگ وخلع روح از بدن است . بلی .قابل شان است . اقا حقیر این تجربه را دارم . نه اینکه . تجربه فقط این است. شما برای فاتحه ای از قبور میروید .قوه استماع قدسی وبصر شما کار میکند .مال حرام .نگاه حرام زشتی ننموده اید . نزد شما استاد ربانی با او تکلم میکند استماع علم میکند . شما هم به تصرف تکوینی او میبینید ومیشنوید . مرده هزار ساله. او زمان ندارد . زمان متعلق به جهان متغیر بالذات است نه ثابت ازلی.وابدی. ولی حی وقائم بنفس ناطقه قدسی است . وبا نفس قدسی متکلم میشود /نا با حرام خوار . حیز . بی حیا. نور دنبال نور میرود .نه دنبال اتش جحیمی ./فردی مشروب میخورد می گوید من فلان روح را مدرک هستم . نه اقا مدرک شیطان ابلیسی . روح در احاطه موکلین برزخ است ازاد نیست دار جزاست اقای تناسخی حلولی.شعبده باز زیادند //.مطالب حقیقی را از زوایای . قابل مانوس تر با تمام عقول و واسعانه تر بیان نمود نه بعضی ها به این پندار باشند که حقیقتا مرگ شیرین تر از عسل است . نه .شما تیغ جراحی بشما میخورد . هزاران فریاد میکنید . .دراین مجال . انانکه از قبل مانوس با عالم بقائ دائم شده اند .راحت .با وجدان راحت .شهود وجدانی و واصل بدریای رحمت نورانی حق میشوند .نه انکه . هر لحظه به عیال الله .مخلوق خدا بیرحمی میکند . گران فروشی احتکار . بی حیایی . وهر گناه ومعصیتی را انجام میدهد . او مردن برایش .زهر هلائل است .عموجان..بحقیقت قبل از مدفون نمودن متوفایی گرز اتش خازنین جهنم بر او زده میشد واستادم گریه مینمود که هنوز دفن نکرده .با گرز اتشین احاطه اش نموده اند .حقیر به شاگرد خود ظلم نمودم .نزد استاد رفته فرمودند عین الجهنم شدی .برو جبران نما .ز خجلت .وشرم .مرده به شهرم رسیدم پای اورا بوسیدم تا رضایت دهد . قیامت و سکرات موت سخت است . چرا انرا لوث کنیم بگو ییم که انقدر شیرین است که انسان هوس خود کشی میکند . این دیگر از کجا .در امده. نبی مرسل .ص لباس مقدسش را بالا زد فرمود هر که را اذیت نمودم بیاید قصاص کند .فردی بلند شد .گفت مرا تازیانه زدید .فرمودند بیا قصاص کن که طاقت قصاص اخرت را ندارم . فرد امد .بدن مطهر نبی ص را بوسید . وگفت شفاعت میخواهم یا رسول الله. ص. پس سوره نازعات برای کیست ان ملائکه ای که جان کافر و ظالم را به سختی میگیرند./ راحتی فوت .ارتحال .مرگ .از دنیا رفتن .برای انانی است که بهشتی زندگی نموده اند .نه متجاوز .نه حرام خوار .نه بی عفتان . درست بگوییم .نه درشت .فرق دارد . سیره ربانیون قرانی .انذار .از قیامت وابشار به رحمت بوده .نه خیال به دیگران تحمیل کردن. سیدنا زر ابادی .فرمود زیرجنازه سیدنا اقا سید موسی زرابادی قدس الله جنازه پدرم ..پدرم در کنار من مرا دلداری میداد بعد از ظهر هم امدند بمن درس از روز قبل را دادند .با بدن جسمانی .نه بدن اثیری .حور قلیا ئئ وووووووووو/اولیائ خدا مرگ ندارند . سخن شما باور کنیم .یا انان که هزاران خوارق عادات از انان دیده ایم / .مردان خدا را . عالم ربانی متعلم به سبیل نجات . این عنوان .بر این مطلب است که سخن حق این است بلی قیامت و روز جزا حقست .اما سختی های پس از مرگ بخاطر اعمال ماست. فشار قبر وزان اعمال ماست. تجربه احادی .قابل بیان نیست . تمسخر میکنند قوم حرام خوار . ولی حق است تجربه انانی که بحقیقت مستبصر شدند . این دنیا خواب و خیال است . خیال میکنی پول داری .مال داری . اخرش گور پوسیدگی استخوان است. غنی باشی . هرکه باشی .فرقی ندارد .مگر اینکه تقوا داشته باشی . توشه خیرات صدقات داشته باشی .دعای خیر مردم داشته باشی . مورد عنایت خدا و امامان ص.باشی .توسل به نورانین عرش خدا داشته باشی .راحت ترین راه .. عمل خیرو .گریه برای مظلومیت امام عطشان کربلاست ص. دیگر دکان بازار نمی خواهد . حسینی باشیم..اقائئ را از ان بزرگ یاد گیریم . عفاف ونجابت .وبخشش را. دین وشرف را . خیانت نکنیم .امین باشیم .بذات حق قسم .امام پاره پاره کربلا محبان خود را دوست دارد . حضرت زهرا س عنایت دارد .قدر بدانیم این عنایت محبت را .برای بیماران دعا کنیم برای خشکسالی دعا کنیم برای جوانان دعا کنیم .عاقبت بخیر شوند . حسینی شوند . اخرت انها بیمه محبت حضرت زهرا س باشد..بحق عطش الحسین.ص الشفا والشفاعه کل شیعتی