علم به نفس ناطقه انسانی .در کتب.اندیشمندان. مسلمین.دانشی مهادی و در بر گیرنده . معرفت.به.نوع.انسانی
بنام خدا . هر انکس . که ذی نفس ناطقه است .یعنی نوع انسانی دارد . صاحب . نفس نفیس انسانی است . اگر به اعضای ساختمان بدن خود و انچه . ظاهر و اشکار است و انچه در بدن او پنهان است . عمیق .و با تعقل .تدبر کند .و بنگرد . و دقیق شود . و الخصوص در مبانی علم طب . /پزشکی/ دست داشته باشد .میبیند . هر کدام از اعضای بدن او با ساختی وتکونی بسیار زیبا . /مثل چشم.لبان.زبان.ابروان دلربا/ در شکلی وزین واندازه . وصورتی شایسته .با نظمی دقیق . اراسته شده اند . که از دیدن ان لذت برد .بسان عاشقی که معشوق پری چهره اش را مینگرد. در ان حال میبیند .هر عمل و فعلی را که اعضای بدن انجام میدهند مستند بر خواص ان عضو است . به مثال . زیبا رویی را دیده .می گوید . با این دو چشم خود .ان زیبا را دیده و با دو گوشم سخن او را شنیده ام .ودست بر چشم و گوش اشاره کند . دیده ها و شنیده ها را اسناد بر اعضا دهد. در عین اعتراف به دیدن و شنیدن . انها را مستقل .که استقلال وجودی از بدن داشته باشند . نمی داند . بلکه از یک هیئت ادراک کامل .نام برد . به عبارتی از نفس ناطقه حیاتی مدرک به کل اشیائ . که در عین حیات نفس وبدن مشغول به جمع معرفت و علمند .ودر صورت مرگ همان عضو و اعضای بدن از هم گسیخته در قبور جا دارند . و همین گواه است که جوهر معرفت و علم تاثیر یافته از موثر دیگری میباشند که فنا و زوال ندارد . ان گوهر . نفس و روح انسانی و عقل مجرد از ماده است .که انسان را ممتاز بین مخلوقات میکند . ذی شعور .خلاق . اندیشمند . متعارف به کمالات .علمی و کرامت انسانی متخالف با جنس حیوان درنده و نبا تات. تمام افعال شنا سایی انسان از دیدن شنیدن لمس نمودن .بو ئیدن . تفکر نمودن وحدانیت اعضائ بدن با شعور .که اگر یک عضو بدرد . نقصان افتد . اختلال در امر انسان پیش اید . پس اگر مختل شود جوارح و اعضای ایجاد افعال انسان . نفس در مخاطره افتد در ادراک حقایق عینیه. در این موقفه معرفتی . بین ایجاد .افعال واثار انسان از ناحیه روح ونفس مجرد از ماده و با بدن فرق باید نهاد . ایجاد از نفس ناطقه است وروح قوه حیاتی الهیه .و بدن مامور به اوامر .وفرمان .نفس ناطقه. نه اینکه مفارقت داشته هر کدام کار خود انجام دهند . شعور ونفس ذاتی منبعث از روح الهیه بسان رب است بر بدن .وبدن مرکب او.کثرت اعضا و جوارح از نفس واحده . دستور میگیرد . میخندد .ومی گرید .و کیفیت حالاتش دگر گون میشود. در حقیقت .نفسی قاهر .مسلط ومحیطی . از جوارح که مقهور نفس ناطقه هستند .در عین وحدت .وکثرت جوارح . پس سفر از خود وعروج به نظم عالی تکوین جهان .که خلاق وجود .در قیام وقعود همه موجودات را به نظم احسن خلق نموده . و قدرت قاهریه خالق بکل الشئ در همه مظاهر و بطون هستی مخلوق .متجلی میباشد. .پس من عرفه .نفسه. شناخت نفس ناطقه انسانی .انسان را به شناخت خالق منان رهنمون و شناسای . نبی ص .خدا و حجت خدا میشود . هادیان . نور الی الله ص. شناخت انسان کامل . الهیه . صاحب العصر والزمان .حجت بالغه خدا . منظور خلقت . غایت افرینش . انسان الهی . حجت بن حسن العسگری ص. وعده داده خدا در تمام کتب. ناجی امم.