بنام خدا . در صحف و کتب و تالیفات بزرگان دانش مسلمین ازشئون وصفات . و ذاتیات انسان کمل و کامل انسانی که غایت مقصود نظام تکوین است بعنوان غایت الغصوی علت برهان علی عالم . نام برده شده . موجودی تام وکامل . محل ظهور تام صفات خلاق هستی بخش .و ره نمای بصعود مدارج ان کامل الی الله . انچه در اولی ترین مرتبه واجدیت ان موجود را حائز این مقام میکند .حیات  مبنی بر قیومیت ذات حق است .حی است .به حیات الهی . قائم  ودائم است .به .قیومیت و دیمومیت حق تعالی . از نمو کننده تا ناطق انسانی . سیر اشرفیت مخلوق متظاهر  و در استجلاست . انچه . روح حیاتی و عنصری کل موجود است باعنایه فیض اقدس الهی است به ایجاد کل موجود . وبهره بهری ذی وجودات از علم  افریدگاری . روح الحیات .عناصر . به . کل موجود در کثرت حقیقی موجودات . ظهوریت صفات بهمراه داشته . ظهور علم بهمراه دارد . ظهور صفات هر نوع . جواهر مکونات را بهمراه دارد دراین همهمه وجود خلایق نفس نفیس  انسان کامل چگونه قابل دسترسی برای تمام افهام و ذی عقولان است .چگونه موجودات انسان کامل را متمایز از کل موجود می نمایند .  ره دستیابی به علائم و نشان های انسان کامل چیست . اگر به وجه همین نوع انسانی مورد تدقیق قرار گیرد . همین نوع هم حیات دائم و علم لایزال ندارد .پس محک تشخیص انسان الی الله چیست . خود محک بودن اوست یا نظریه پردازی عقول ضعیف .نوع خطا پذیر انسانی . یا انچه مدبر حکیم خلاق هزاران هزار خلقت بی بدیل بی نظیر معرف اوست . از اینه ظرف وجود ذهنیه ناقص . بشر مورد تبیان قرار گیرد یا . انکه خلق انسان نمود و علم به بیان داد. او معرف باشد .یا موجود فقیر ذات .متکی به یک لمحه نفس .که قطع شود عین میت است..میت ومیرا . نادان به حیات دائم سخن از کامل صفات خلاق بگوید یا خود ذات کامل انسانی خود را معرف شود چنانچه . اتش گواهی بنسوختن ابراهیم خلیل الله داد . یا رود نیل اعجاز نبوت متظاهر نمود یا میت زنده شده مسیحا را معرفی نمود . و قمر شکافته شده . و کتاب ناطق . خدا . اصطفی الله را مصطفی نام بر جهانیان عرضه نمود . نشان این انسان چیست . که سخن از علم غیب الغیوب حق متعال گوید . و حیات او سریان یافته و متصرف در کل ماده و صور حیاتین است حیات دنیوی و مادی و حیات تعقل .ذو الروح مجرد قایم .به حیات الله . ما وشما . بگوییم اوکیست یا خلاق هستی معرفی نماید . اگر ماده وجودی کل کائنات بخواهند مجتمع شوند نادان به حقیقت روح وماده .ان نور الهی باشند .از سنخ حیات عاریه نیست . غایت فیض مقدس الهی است . عین الفیض و علم اوست . نه جهل مرکب ممزوج با عقل مقتصد ..عقل ربوبی محض است چون یلی الرب از فیض حق برای شناخت ومعرفت الله است . جنبه خلقی . ومادی او هم  جنبه حیوانی نیست . مانند ما که حیوان ناطق هستیم مگر روح قدس الهی .در حاق ذات تکوین استعلا یابد . نشانه او عزائم الله است یعنی نشان از خدا دارد . حق متعال در او تجلای محضه دارد اکمل وتام صفات الهی اوست . نه مانند ما علیل و ذلیل یک لمحه نفس . اورا صد سال میمراند می خواباند .به تنویم ید الهیه بعد از یک قرن باذن الله سخن به عین عود روح وحیات میکند .عین قیامه . نه شعبده . چهار پرنده را تکه تکه نموده بر چهار رکن و ندای . ارجعی کند و عین حیات شوند . میت سیصد ساله را از قبور مسیحا برون اورد به عین حیات . و انگاه که کوه را صالح ندا کند . لبنه شیر ده برون اورد . و انشقاق قمر کند حبیب . خلاق عالم. از جنس ماست ایا به حقیقت ما نوع حیوان و با خصوصیات حیوانی و بلکه درنده گی . برای اقتضای حیات بهر وسیله محتاج و دست اویز شدن .فقط به صرف انکه نوع دوچشم .سمع و گفتار باشد کفایت به شان انسانی رای دهیم . خلاق هستی اورا نور سموات والارض معرفی نمود .نور علی نور .یهدی الله لنوره من یشای . اورا طاهر بذاته معرفی نموده ونفس نفیس مقدس او را ساحت قدس ربوبی داند . منزلت تاج کرمنا . و اسوه حسنه نام نهاده . چه ربطی . چه قیاس مع فارقی . با انسان رجس الوده و دائم خطا و عین جهل دارد . تشخیص این امر بسان . ذره و اسمانهای بی بدیل تکوین است .ذره کجا کار خورشید کند . مگر انکه بکل عقل را تعطیل نموده . و همه را انسان کامل دانسته .که این مهم با واقع نفس الامر وجود مصداقی تباین ذاتی دارد . درنده گی و عصیان های این انسان . و رحمت الهیه ان کامل الی الله. در متضاد بودن این  واقع حالات مجموع نوع انسان با قوای شهویه و غضبیه .برای عقول قابل تشخیص است . مسیحا .مسیحاست .  نه مانند دیگران قدرت تصرف بر تکوین دارد باذن الله و حبیب الله .محبوب خداست و او وانوارش .عین اذن الله .عین امر الله . محتاج به تصرف نبوده بلکه عین تسخیر و عین اراده حقند بذاته .نه بروح نبوی بلکه بذات خلقت نورانی . وعقل نوری .وروح الهی . انبیای الله از این قاعده مستثنی بودند . در معرف بودن ذات کامل انسان الهی . فرموده چنین است .که انبیای الله از بدن و طینت ما بهره بردند . بدن انان روح قدسی انبیاست. روح امام قابل درک نبوده و نیست. اگر موری بر برکه وارد شود انرا بحر خواند . و اگر نوع انسانی متوهم شود .حیوانیت خود نبیند .وتوهم ان کامل کند . الحان و سکنات انسان کامل .عین الوجه افعال خداست . محل خطا ندارد . مشحون از صفات الله است . تجلی اسمای الله است.رازق است به سعه وجودیه رزق الله . هم اغذیه و انعام الهی دارد هم مکفی روح مستعدان به معارج اخلاق الله است. بخل ندارد .حسد .ندارد .  تام رحمت و غیرت الله و محبت الله است. غضب ندار . غیرت الله . یعنی جز صفات  خدا نمی پذیرد . بر شقاوت  واز شقی مبراست . چون رحم .رحمان رحیم است .رحمت واسعه برای هدایت کل موجود . او لایق محبت خداست ودر فقر کامل الهی .تمام خدا را میخواهد . ذره ای به غیر او التفات ندارد .خدا هم او را وزرات اسمای الله داده است . سر تا پای او فقر بخداست . و خدا اورا تمام صفات خود قرار داده . ایا موجودات دیگری را جایگزین . انوار الله انسان کامل کنیم . حلولی .تناسخی اتحادی .که خود را از اساس خدا می دانند اصلا مقام امامت برای انان کاستی دارد .بجز خدایی قانع نمی شوند .با  چه قیاسی واستدلالی .انان را به  حکمت احسن دعوت کنیم. شما وجود . وموجود . خود را زایش خدا دانید . مولود خدا دانید .با ثنویت پدر وپسر و روح قدس چه کنیم.با حلول  مطلب حل میشود . یعنی لوازم  سخنان الهی در موارد خلقت . از اساس تعطیل . شما که حلول یافته ان ذات مقدس اید .  بگویید از اسرار قران . بگویید از علم قران . بصحنه در اورید . عمل عیسوی و ابراهیمی را . ان کنید .که انبیای نمودند .نه شعبده و سحر سحره که بلعیده شدند بقدرت الله..چه در زنبیل خود دارید . مدعیان حلول و تناسخ . به اتفاق . ایا توانستید . فرمانی از فرامین امام مبین را ساقط کنید و خود را  نقطه پرگار وجود بخوانید . چرا چنین نشد و قابل شدن نیست.محال عقلی و وقوعی است که غیر الله . اراده الله شود . انسان کامل الی الله قران ناطق است . این مدارج و معارج همه از برکت کلام واراده خداست . که اتخاذ نمود انتخاب نمود حبیب الله و انوارش را بر نبوت خاصه .و امامت محضه. الهیه . کتب عالیه تفاسیر کلام الله معرفی امام نموده اند .براهین مستدل اقامه نمودند .و الامام اصله قائم و نسله دائم . اخرین انسان کامل حی و حاضر و زنده . مهدی ص تمام ملل و موعود .نوید داده خداست. ناجی .هدایت گر .بخشنده تراث . میزان . حجت .سراج .صراط .صدق .صمصام اکبر .صاحب الزمان .صاحب الدین .صاحب الفتح .شمس الظلام . صاحب الدار .صاحب الرجعه .رجای الامه . رضی .زکی .سبب المتصل . حبل الله . اعتصام الله . سید الامه . سفینه النجاه . صاحب الغیبه . سیف الشاهر .شمس الشموس . المهدی ص.