خاطره ای ز روز معلم .
بنام خدا روز گرامی داشت استاد سال ۷۵ به منزل استادم طبرستانی بزرگ وارد و گلی تقدیم ایشان نمودم . فرمودند . گل اوردی . اسرار در سینه ام مانند یم زخار پر گهر است . از سینه معرفتم . بهره گیر . گل و گلستان اینجاست . گریه نمودم . مهربانی . ان مهربان . دلسوز بهتر ز پدر . خوانند . پند های انسان ساز . ادم ساز . ان بزرگان با اجناس ادمی کار داشتند ورنه همه نوع ادمی دارند . جنس باطن را بو برده و می دیدند .نه شکل ادمی را. جنس حیوان است . یا نه بنور عقل فیض بخش ربانی . مواظبت بر اعمال خود دارد قرب الی الله خواهد . نه وجه سفلایی . چها که ز پیر دیدم . تقوا . خدا ترسی . مهربانی . پدرانی چون معلم دامغانی . زر ابادی ناب . بهجت راز گوی اسرار الله . وووووهمه انسان ساز . در سخن و عمل . سخاوتمند . عقبا نگر . نه جیفه دنیا دیدن . نور خدا دیدن . حشر با ملائکه الله . نه با امثال ما سیه رویان محشور بودن . تعلیم انسان به معارج قران عظیم. و فرار زین فریب های دنیای پست . سالها یک لباس را پوشیدن . با کفش کهنه ای . قناعت نمودن . با اقل غذا . و دائم روزه بودن . والله که فرشته بودند .نه بشر . پران تر از ملک . دریغا که رفتند ربانیون قرانی . و ان اولیا ی الله لا یموتون . انان زنده اند نزد محرمان . اسرار شان .نزد اهل تقوا ومغفره . نزد . انان که از خوف الهی . ترسناکند و متوسل به ذوات انوار الله ص . فی صلاتهم دائمون . بلی اولیای . عطر خدا می دادند نه بوی جیفه پست .دنیا . کیمیا نظر بودند. با قناعت . مدارا نمودن . استغنای الهی. از شهوت وشهرت گریزان . مستغرق . توحید . باطن ولایت . ولایت انوار الله . عصمت الله. ص./استاد ترنم داشت بر لب . خندیم ما افلاکیان بر قصر .خاک وخاکیان ....ان سان که میخندد فلک بر استان چلچله. می فرمود ترنم استادم الهی قمشه ای حکیم بی بدیل بود..چه ماند بهر این اسیر خاک جز .یاد ان پاکان .صدیقان . معلمان خدایی . که قدر نشناختیم . الهی گریه امان .نمی دهد. ز خجلت نزد ان الهیون واصل ربانی.