بنام خدا . تاریخ دانش وعلم اخص تجربی .اعم .تمام موضوعات در بر گیرنده جهان معقول .وموجود و متکون . تحقق یافته بر اساس نظم .نه افسار گسیخته . تصادف . تصا دم ....نظر . این علم مسلمین اساسا از ملل دگران است . خود نهاد و بنای هویتی ندارد ...اندیشه هرمسی .و ارامی و کلدانی مصری و ملل دیگر را در خود داراست و نهاد ان وارداتی است ...خود دستگاه محاسباتی ندارد ...قرض نموده....از تجربه دیگر ملل استفاده نموده . تمدن علمی مسلمین خصوصا مسلمین فارسی . همه از استغراض و ودیعه است. ....سوال .ایا متن علم تحققی ومصداقی .علم عمومی و فراگیر مانند علم اختر شناسی . نجوم . مکانیک سماوی .. واحد است . به عبارتی چیدمان نظریه پردازی در مورد سیاره کیوان . زحل --برجیس .مشتری و دگر سیارات ایرانی فارسی .با برجیس بابلی و مصری و هند وچین ورومی فرق دارد یا همان سیاره است .مصداق واحد ولیکن اسمای و نامها به زبان همان ملل است در مصداق واحد . عنب . انگور .اوزن....به عبارتی مدار بیضوی ماه و زمین . در قاموس یونان . هذلولی ست ...یا اهلیجی ...یا همه متون یک مصداق را بزبانهای متفاوت ومتنوع زبانشناختی خود نام گذاری می نمایند ...در این صورت .. واحد . اختر شناسی . مصداق و اطلس سماوی واحد دارد . ولی هر دستگاه . اعم از یونانی .و مصری و اسپانولی .ووووو با زبان وتهجی حروف مصطلع خود انرا مورد تدقیق قرار میدهد ....مدل های واحد .با نامهای متعدد ..وام گرفتن . همه از همه میباشد . مگر h2o...مادرید با هیدروزن و اکسیزن . رم . یا شانگهای فرق دارد . ...ایا انان که علم را اختصاصی یک قوم دانند ..از سیرتاریخ دانش بشری .از شیث نبی الله تا ادریس.نبی الله . . شیث .در زبان وکتیبه مصری ./لورین ثانی / که استاد هرمس از او نام برده شده . و بزبان و لغت یونانی agathadimon..اغاذایمون ...غوذثا ذیمون ....اغثاذیمون ..به لغت ارامی .و معرب ./ تلاش گر سعید / نیک بخت با جدیت ../.سعید الجد / سنه . مصادف با علوم شیثی . شیث پسر ادم ص....پدر انا نوش ..پدر قینیان ..پدر هملاییل ...پدر مارد ...پدر طرمیس...محل ولادت مصر ..هرمس الهرامسه معرب . نام او ارمس ..ارمیس ...به لغت یونانی یعنی علم ..دانش ...دانایی ..که نام دیگر سیاره عطارد نیز میباشد . او بزبان تمام ملل دنیا سخن را دانسته و متکلم بود به انواع زبان . خود را پیامبر خدا و نبی بعداز حضرت ادم ص . نواده او میدانسته. لوح بابل / قبل از طوفان حضرت نوح ص...نوح فرزند لمک ..لمک فرزند متو شلح -خ...او فرزند حضرت ادریس ...در زبان عبرانی ..ادریس .ارمیس . هرمس ..اخنوخ نام گذاری و خوانده شد .اغاز علم اختر شناسی توسط او پایه گذاری شد . در زبان فرسی . ابهحل . و عبری اخنوخ ..ایجاد کلمات منظوم .شعر . علم طب .. علم .تدریس . ومدرسی ....از ادریس نبی الله . در چهار زبان زنده و موجود ملل یاد شده بهمراه نسخ و کتیبه . جدای نامهایی که کتب ادیان الهی در باره انحضرت نگاشته و کلام وحی او را شناسانده به عنوان پیامبر ص .خدا .نوشتن مدرسی و تدریس از اوست . ریاضیات و حساب از اوست . در تاریخ قیصر و کسری . کیومرث را جد پدری او خوانده اند . به عبارتی شهیر بوده .مخفی نبوده .گمشده نبوده . که احادی اورا نا شناسا بخوانند . منکر شوند . نام دانش و علم ارمیس متعلق بدوست و او نماز میخوانده تا طلوع خورشید . به عبارتی دارای قوانین طریقت علمی و شریعت . قدسی بوده وموحد . یکتا پرست . معلم . و دانا و تجلای علم بشری و کاربردی . تجربی .مانند طب . تشخیص امراض .درمانگری . اختر شناس . مدرس ریاضی . //از شاگردان او در اثار بابلی ومصری /. اسقلیبوس / asclepius..s....اسقلینوس معلم .جالینوس حکیم ...جالینوس از او بعنوان استاد یگانه خود که شاگرد هرمس بوده نام میبرد ..یعنی نور و ضیای نور و جالینوس د کتب خود قسم بنام او یاد می کند ..شهرت او توسط جالینوس حکیم به شاگردان بعد از اوست . مخفی نیست . در چندین زبان . معرب .نور ..به یونان لغت ضیای .نور ...در تایید جالینوس حکیم ..بقراط . طبیب یگانه در کتاب عهد و ایمان . و حتی کتاب افلاطون در علم طب و صناعات مختلف از اسقلیبیوس ...اسقلبیاذس ...مکتوب و موجود است . بسیار کتاب و نوشتار موجود محقق بوده .مجهولیت ندارد .محل کتمان ندارد . که سوفسطاییون . و شک گرایان . نهلیست . ماکیاولیسم ..رواقیون ذنونیون .کلبیون . انرا مجهول دانند . .چون خموشی اید از دانا ...نادان انرا مخفی وحتی انکار کند ..گفته شود تا زبان نادان . انکار نکند . /فیثا غوریس --سقراط موحد و حکیم --افلاطون ..و شاگرد مدرسی او ارسطاطالیس . ذی حکیم قدیس ....انباذ قلس را از کهن ترین شاگردان طریق هرمس اورده اند ...اوراق حکمت باستان . لوح و کتب . انباذ قلس را هم عصر حضرت داوود نبی ص . اورده ...ابیذقلس حکمت را از لقمان ص .فرا گرفته ...در حکیمان متوخر بعد از انباذ قلس این سلک علم و دانش را اسمانی دانسته نه زمینی و خرد بشری صرف ..خرد بشری به استمداد گری علوم ربانی . و وحی ...در نتیجه . ردیف معلومات مشخص ...طرفیت مجهولات ..به اختفای شده گان حکمت قدمای . که در دریافت های دانشی . از اثار شاخص حکیمان شهیر برون اید . حتی انانکه ماتریال را مبدا دانند ...ایا مدارک سقراطی و جالینوس .فیثاغوریت را هم توان مخفی نمودن دارند ... پس از اساس انکار تاریخ و سیر علم بشری کنند .بفرمایند همه چیز . از ان . مانفیست انان بوده و باقی نمی دانند ....اینه در مقابل گیرند ..خود شکنند ...نه اینه را ....و انانی که با انواع شئونات برهانی . کثرت گرایی ...و تنوع گرایی . پلورایسم . مدرن ..خواستار جویش دانشند ...به گمان نمیرود که تعطیل تاریخ علم کنند ...افتاب دلیل افتاب ...نوع انطباق استدلالات . بر مصداق واحد را اکتساب و منطقمند وریاضی مند . ارائه نظر دهند . انچه گواه وشاهد تاریخی دارد را پذیرا و انچه را خود بدان انس شناختی داشته منصفانه . مورد تدقیق قرار دهند ...لاوازیه ..شیمی مندلیف را در مصادیق واحد .مخاصم و متناقض نیست ....ثابت پلانک . با مکانیک معاصر.کوانتا . محل نزاع ندارد . واقع بین بودن نعمت خداست . در ادامه همین سیر علمی ...مسلمین . چه فارس .چه . مراکشی . چه اسپانولی . چه . خوارزم .چه خراسان بزرگ از مرو تا کاشغر چین . و ووو ایا دانش را تعطیل نمودند ..ایا نامگذاری مناطقی از سیارات منظومه بنام الزوفی عبدالرحمن ...یا خوارزمی .یا کرجی .یا زر قالی .یا بطروجی . یا .کاشانی غیاث الدین . و نصیر الدین خراسانی ..طوسی . در ریاضیات . از خیل گمنامان هستند . یا . افتاب دلیل افتاب ....علم ایرانی و مسلمین نداریم ...کدام برگ علم مسلمین را خوانده ای . ...بر همان ادله اقامه نموده ....دریغ از یک محاسبه .فقط شعر و غزل از شما و از مسلمین . تعیین مسافت ارض تا شمس توسط بوعلی سینا و بیرونی ...سینا رومی بوده بیرونی . متعلق به سیبریا است .....ایا سینا . شرح عهد . ادومیان عتیق نموده .یا شرح حکمت برهان صدیقین ....بیرونی بر مزامیر دادود ص . رساله تالیف نموده یا در محاسبه ظل و تانزانت قبله گاه مسلمین .... الهیثم اهوازی ..الهازن را مسلمین شرح و ملل هم شرح نمودند . اقل وقت بگذارید . بخوانید مقالات ملل را در باره المناظر و فیزیک اپتیک هیثم ....درخت پر بار شود افتاده گردد .....هرگز نخورد اب زمینی که بلند است ....افتاده گی . سرو چمان بسوی چمن سجده خدا کند ....خضوع را یاد گرفتن ....گر نباشد علم حجب اکبر است .....تخرق حجب النور الی معدن العظمه امیر علم وصی شهر علم الهی یادمان نرود ......ایا علم سیلانی صیرورتی . دائم نوزایی مسلمین را نباید در تاریخ علم دید ....هال هلزی مسیحی بگوید یا سارتن یا . ووووووتا بگوش رسد .....تا هنگامی که خود علم خود را انکار کنیم .....مغرب زمین ...انحصارات متوهم خود را بر ما الینه کند .....خواست دانایان علم است ......علم متصاعدا در جهش و نوزایی و مسلمین نیز پر تلاش .....عزت نفس علمی مسلمین را ساده مپندار ای داوری کننده ////غایب به حاضر ....اگر بوعلی سینا سخن می شنفت همان میگفت که کوشیار به قابوس گفت ..اگر برای شنیدن گوشی باشد سمعی باشد ...ایا در دوران سلطه صلیبیون که از انواع بیماری این مسلمین شمار شمار جان دادند .... فریاد رسی بود ...جز همان تعداد بزرگان علم که بوسع خود انجام ادای دین نمودند .....حال که ابزار مسلمین خانه .وخانه های . مضمحل کننده گان و تعطیل کننده گان مدارس مسلمین را در رصد دارند .....ندای بی علمی سر دهیم .....امید را از دل مسلمین عاشق علم . مایوس کنیم...فارس دانش دارد .فارس .امام علم علی ص . دارد .پارس / قطب علم ودانش الرضا ص دارد .وشاگردان مدرسه اش . غیاث الدین جمشید کاشانی . گرچه مال نداریم . لیک دانش فزون چون طبرستانی داریم . سیره علم .علم اندوزی است ....قیاس منما مال اندوزان را با علم اندوزان چون اولیای بزرگ ربانی متاله مستغرق علوم جامع . چون میر کبیر داماد . بهای الدین جبل عاملی . ....فتامل فی اثار علوم مسلمین.